0

زیورآلات و جواهر هنر و کلکسیون
متریال.قطعات.ابزار پوشاک و اکسسوری
سبک زندگی
سرگرمی و مشغولیات
عروسی مجله نیک زی هندبوک فروش

نیک زی | ماندالاي نهفته


گفت‌وگو با مهديار جمشيدي و الهام پوريامهر



آيا بنا به گفته اکتاويو  پاز، متفکر مکزيکي، هر اتاقي مي‌تواند مرکز جهان باشد؟ آيا مرکز همان  مبدأ است و همه چيز از آنجا آغاز مي‌شود؟ نبودِ هيچ مرکزي براي اين جهان، يکي از گيج‌کننده‌ترين اصول بنا بر نظريه ((بيگ بنگ)) است. اما نظريه‌ها نسبي هستند و گذشت زمان نشان داده که اکتشافات و پژوهش‌ها، بسياري از نظريه‌هاي جنجالي را مردود شمرده‌اند.جهانِ معاصر، جهاني بينارشته‌اي است؛ جايي که نگاه‌هاي تک‌بعدي در آن ارزشي ندارند و رويکردهاي نوين در قلمرو دانش به واسطه تعامل ميان حوزه‌هاي مختلف صورت مي‌گيرد. هنر امروز نيز مستثنا از اين قاعده نيست و چه‌بسا پيشروتر از حوزه‌هاي ديگر بر اين مسئله تأکيد دارد. مهديار جمشيدي با دغدغه پيداکردنِ مرکز جغرافيايي ايران، پروژه‌اي را با عنوان ((من اينجا هستم)) به کيوريتوري الهام پوريامهر تعريف و اجرا كرد و مسير طي‌كردن آن را در قالب يک نمايشگاه در گالري ((اي.جي))، با مشارکت همراهان به ما نشان داده است. در واقع او با پرداختن به اين دغدغه، تابوي مرزهاي سياسي را در ذهن خود و بسياري مي‌شکند؛ اينکه انسان معاصر ميان هجوم اطلاعات دنياي امروز، همچنان به مرکزيت اعتقاد داشته باشد يا نه و اينکه خود (انسان) مرکز جهان و جغرافياي خود باشد. مهديار جمشيدي که فعاليت خود را با عکاسي شروع کرده، متولد سال ١٣٦١ در تهران و دانش‌آموخته گرافيک در هنرستان سوره، عکاسي از دانشکده هنر و معماري دانشگاه آزاد تهران مرکز، کارشناسي ارشد خبرنگاري و رسانه‌هاي جمعي، کارشناسي ارشد عکاسي در هنرهاي معاصر از دانشگاه سيدني و دکتراي مديريت بازرگاني دانشگاه سن‌هوزه‌رکولتوس فيليپين است. او که تحت تأثير مکتب ذن و اشعار هايکو است، ديدگاه و تعريف خود را از پروژه ((من اينجا هستم)) در گفت‌وگوي زير برايمان بيان کرده است. اين گفت‌وگو با همراهي الهام پوريامهر، کيوريتور اين پروژه، صورت گرفته که در ادامه مي‌خوانيد.


فعاليت هنري را از چه زماني و با چه مديايي آغاز کرديد و فکر مي‌کنيد به مرحله‌اي رسيده باشيد که بتوانيد تعريفي از هنر ارائه دهيد؟
مهديار جمشيدي: اگر از پشتوانه هنري مي‌پرسيد، خب به دوران کودکي برمي‌گردد که بسيار تحت تأثیر محيط کار پدرم بودم. پدر من کارمند راديو و تلويزيون ملي و صداوسيماي کنوني در قسمت چاپ بود و به واسطه ارتباط کاري ايشان با هنرمندان و نويسنده‌ها، من هم تحت تأثير محيط  قرار گرفتم. بعدها در زمينه‌هاي گرافيک، طراحي، عکاسي و هنر معاصر فعاليت کردم. فکر مي‌کنم به دليل سرعت بالاي دنياي هنر و ابعاد بزرگي که در تعريف و تمرين وجود دارد، نمي‌توان تعريف دقيق و ثابتي از آن داشت و دايره معنايي هنر مدام با سرعت شگفت‌انگيزي در حال تحول است؛ اما آنچه براي من به عنوان هنرمند اهميت دارد، مطرح‌کردن سؤال‌هايي است که رابطه منِ انسان را با دنيايي که در آن زندگي مي‌کنم، مشخص مي‌کند؛ سؤال‌هايي که رسيدن به جواب‌هاي آن، در شرايطي از زندگي کار شخص نيست و به حرکتي گروهي نيازمند است.


پس معتقد هستيد يک هنرمند پرسشگر است. اگر چنين است، پس تکليف هنرهاي تزييني چيست؟
جمشيدي: سؤال خوبي پرسيديد. به نظر من اينكه يک اثر تزييني مي‌تواند هنر باشد يا خير؛ در اينجا خلاقيت مي‌تواند تعيين‌کننده باشد. خلاقيت هم ريشه در پرسش و تفکر دارد.


هنر معاصر را چطور مي‌بينيد و اينکه آن را در ايران چطور ارزيابي مي‌کنيد؟
جمشيدي: خب اين سؤالي کلي‌ است و من تنها مي‌توانم بگويم پايه و اساس هنرهاي معاصر، شناخت تئوري و آراي متفکران است. ولي دانستن تئوري به تنهايي کافي نيست. اين دانستن‌ها بايد نهادينه شود. اينکه کار تا به چه ميزان داراي عنصر معاصريت و کنش خلاقانه باشد و هنرمندش از راه‌حل‌هايي که مطابق و درک‌پذير با زمانش هست، استفاده کرده، عواملي هستند که ارزش اثر يا پروژه را بالا مي‌برند. در ايران هم مطابق بقيه کشورها، تعاريف مختلفي از معاصر‌دانستن هنر وجود دارد؛ ولي تفاوت آن توجه بيش از حد به ابژه‌ها و تعريف هنر در دايره آنهاست؛ زيرا ملموس‌تر بوده و امكان خريد‌و‌فروش دارند.
الهام پوريامهر: براي من اين سؤال پيش مي‌آيد که آيا مي‌توان صرفا اثري را به دليل اينکه در زمان حال ايجاد مي‌شود، هنر معاصر دانست؟ يا اينکه آيا هنر معاصر سيستمي‌ است مشخص‌شده که خصوصيات ظاهري خاصي دارد؟ از نظر من مهم‌ترين عاملي که مي‌توان براي درک هنر معاصر به آن توجه کرد، خود کلمه معاصريت است؛ بنابراين تعريف معاصريت کمک مي‌کند تا معاصربودن اثر هنري آشکار شود. ارزيابي براي من در دنياي امروز کلمه واضحي نيست. نسبت به چه معياري؟ با آنچه در اروپا و آمريکا اتفاق مي‌افتد؟ براي من آثار هنري خلاقانه‌اي که در شکل‌هاي گوناگون در همه ‌دنيا در زمان حاضر ايجاد شده‌اند، در يک لحظه مي‌توانند معني ((هنر معاصر)) را تداعي کنند. شک دارم بسياري از آثار دغدغه به‌پرسش‌کشيدن و شناخت هنر دوران خود را داشته باشند و بيشتر به اين توجه مي‌شود که در تعريف مشخصي که در ايران از هنر معاصر وجود دارد، قرار گيرند. هنر امروز ايران همچون هنر مدرن، منِ کيوريتور را بيشتر با شرايط فوري ((ديده‌شدن)) هنرمند مواجه مي‌کند تا ديدن اثر يا پروژه هنري خلاقانه. در اين ميان، آثار و پروژه‌هاي خوبي هستند که درک و شناخت آنها متأسفانه زمان بيشتري مي‌طلبد.


خانم پوريامهر، به نکات مهمي ‌اشاره كرديد. درباره پروژه ((من اينجا هستم)) با چه موانعي براي ديده‌شدنِ پروژه مواجه شديد و عکس‌العمل نهادها و سازمان‌هايي که با اين پروژه همکاري کردند، چه بود؟
خوشبختانه در مرحله اول پروژه نهاد‌هاي دولتي (سازمان محيط زيست، آب منطقه‌اي، استانداري، بخشداري، شهرداري و نيروي انتظامي ‌عقدا، اردکان و تهران) همکاري خوبي با هنرمند داشته‌اند. هرچند اين حمايت‌ها مالي نبوده؛ اما اجازه داده شد تا پروژه انجام شود. در مرحله دوم، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري کشور براي برگزاري تور کيوريتوريال با ما همراهي کرد و همين‌طور حامي ‌پروژه گالري ((AG)) که واقعا هيچ همکاري را از ما دريغ نکرد. چاپ تنديس نقره‌اي انتشار کتاب پروژه را حمايت کرد و در اينجا لازم است از همه اين نهادها تشکر کنم. مطمئنا با تمام ‌همراهي‌ها، اجراي پروژه بدون سختي و مشکلات مالي نبود؛ اما براي من و هنرمند اجراي پروژه ((من اينجا هستم))، آن‌قدر آموزنده و شيرين بود که فقط به اجراي باکيفيت آن فکر مي‌کرديم. خوشبختانه عکس‌العمل‌هاي خوب و حرفه‌اي به پروژه، باعث شد خستگي اجرا را فراموش کنيم.


روند شکل‌گيري پروژه به چه صورت و سرچشمه‌اش چه بود؟ تحقيقات ويژه‌اي انجام شد؟
جمشيدي: مبناي اين پروژه بر اساس تحقيقات من در زمينه‌هاي مختلفي مانند کيهان‌شناسي و هنر شروع شد. از همان ابتدا متوجه شدم براي دنبال‌‌کردن اين پروژه، پيش‌رفتن از زاويه ديد هنر کافي نيست. اين تحقيقات در دوره‌هاي مختلف کار حدود سه سال طول کشيد و هر مرحله حتي از تور کيوريتوريال به بعد تاکنون ادامه داشته و دارد. در واقع پايه اصلي اين پروژه تحقيق و پژوهش است و در مراحل بعدي آن نيز که به مکان‌هاي ديگر مي‌رود، اين روند ادامه دارد. حتي زماني‌که بيننده وارد پروژه مي‌شود، دوباره با موضوع تحقيق مواجه مي‌شود. پروژه از سه مرحله در ايران تشکيل شد که مرحله اول آن به سؤال اصلي ((مرکز چيست؟)) ختم شد و اين سؤال مراحل بعدي را که تور کيوريتوريال و نمايشگاه بود، ايجاد کرد.
پوريامهر: من بعد از اجراي مرحله اول پروژه از سوي هنرمند؛ يعني نشانه‌گذاري بالن قرمز گوگل در بيابان‌هاي اطراف شهر عقدا، وارد پروژه شدم. بيشتر از هر چيز، دليل اين پروژه برايم جالب شد و اينکه چه عامل يا عواملي باعث شده تا هنرمند اين پروژه را آغاز کند؟ از ايشان خواستم همه ‌اطلاعات و اسناد پروژه و حتي آثار قبلي‌اش مانند عکس‌ها و اشعار را در اختيارم بگذارد و با مدير گالري AG خانم سيمين دهقاني، براي همکاري در اين پروژه صحبت کردم که خوشبختانه از مرحله دوم اين پروژه نانپروفيت را کاملا همراهي کردند و در اينجا لازم است از ايشان تشکر کنم. از همان مرحله دوم با همکاري هنرمند، پژوهش پروژه را آغاز کرديم و زمان زيادي صرف آن شد. ((من اينجا هستم)) را به صورت پروژه‌اي ادامه‌دار تعريف کرديم که بخش اول آن در ايران در سه مرحله اتفاق افتاده است (نشانه‌گذاري هنرمند، تور کيوريتوريال و نمايشگاه). قرار است پروژه براي مطرح‌کردن موضوع خود؛ يعني به‌پرسش‌کشيدن مفهوم مرکز، به کشورهاي ديگر سفر کند و به‌ اين ‌وسيله با ساختن نقشه‌اي جديد، گفتمان پروژه را در وسعت فرهنگي بيشتري دنبال كند. پروژه هنري ((من اينجا هستم)) پروژه‌اي است که رسانه اصلي آن پژوهش بوده و مرتب دنبال ساختن بستري براي فکرکردن و به‌پرسش‌کشيدن است.


چطور شد تصميم گرفتيد اين تجربه و دغدغه دروني و خيلي شخصي را با مخاطب شريک شويد؟
جمشيدي: شکل فردي آن و دغدغه من تا زماني بود که مقابل مکان نشانه‌گذاري پروژه و آينه درون آن قرار گرفتم. آن لحظه، آينه من را با ديگري‌اي از من مواجه کرد. لحظه‌اي که شايد شريک‌شدن آن با ديگران در ابتدا برايم مهم‌تر بود؛ اما بعد از گذشت زمان، احساس کردم جواب‌دادن به مفهوم اصلي در ارتباط با مرکز تنها از سوي من امکان‌پذير نيست و بايد اين کنش را با ديگران به اشتراک گذاشت؛ بنابراين از افرادي که ما را در تور همراهي کردند، خواستيم در حرکت گفتماني آن شريک شوند. در نمايشگاه نيز محيط، بستري ايجاد کرد تا کنش سؤال‌کردن، فکرکردن و گفت‌وگوکردن همين‌طور از سوي بيننده‌ها ادامه پيدا کند. از همان ابتدا جايگاه من هنرمند و کيوريتور با ديگر بيننده‌ها يکي شد و همه ما تلاش کرديم در بودن در لحظه و تجربه گروهي با ديگر بيننده‌ها شريک شويم.


با تجربه‌اي مشابه اين پروژه برخورد کرده‌ايد؟  اين نوع کارها را در چه ژانري دسته‌بندي مي‌کنيد؟
پوريامهر: در دنياي امروز نسل جديدي از هنرمندان، پروژه‌ها و آثار مختلفي را بر مبناي هويت و انتقال مفهوم آن ايجاد مي‌کنند. از خصوصيات اصلي اين پروژه‌ها، به‌اشتراک‌گذاشتن است که بيشتر در شکل پروژه‌هاي اينترنتي و رسانه‌هاي اجتماعي ديده مي‌شود. از  نظر من يکي از خصوصيات اصلي پروژه ((من اينجا هستم))، تبديل اطلاعات دنياي مجازي به ماده و دنياي حقيقي است که با پديدآوردن شرايط گفتماني و مشارکتي، پروژه دوباره به دنياي اطلاعات برمي‌گردد. خصوصيت ديگر آن، بررسي مفهوم مرکز از زواياي علوم مختلف است. از پژوهشگراني با زمينه‌هاي علمي ‌کيهان‌شناسي، روان‌کاوي، ادبيات، فيزيک و هنر دعوت کرديم تا پروژه را همراهي کنند. خصوصيت ديگر پروژه را مي‌توان نفي سلسله‌مراتبي دانست که دنياي هنر ساخته است؛ عناويني مانند هنرمند، کيوريتور، بيننده و... .در واقع از همان مرحله دوم تصميم گرفتيم ما نيز مانند ديگر مشارکت‌کنندگان، در پروژه حضور داشته باشيم. تور کيوريتوريال دو‌روزه ايجاد شد و بسياري از افرادي که از رشته‌هاي مختلفي آمده بودند، به مکان پروژه رفتند و درباره موضوع پروژه گفت‌وگو کردند. در مرحله سوم نيز نمايشگاه را نه روشي براي به‌نمايش‌گذاشتن نتيجه پروژه هنري تمام‌شده،  بلکه ارائه پلتفرمي ‌اجتماعي براي فکرکردن به موضوع پروژه؛ يعني مفهوم مرکز در دنياي امروز، دانستيم؛ بنابراين مي‌توان آن را پروژه‌اي ناميد که تغييرپذير از شکلي فردي به شرايطي مشارکتي است و آن را در زمره پروژه‌هاي هنري مشارکتي و گفتماني دانست.  
جمشيدي: قدر مسلم، اين پروژه در زمره پروژه‌هاي هنري مشارکتي و گفتماني قرار مي‌گيرد و تلاش مي‌کند در ژانر خاص و مشخصي نباشد.


تجربه کيوريتوري اين پروژه را چطور ارزيابي مي‌کنيد؟
پوريامهر: علاقه شخصي من، انتخاب پروژه‌هايي هنري‌ است که هدف آن توليد دانش باشد. ((من اينجا هستم)) يکي از پروژه‌هاي کيوريتوريالي است که از نظر من اين خصوصيت را دارد. شکل اصلي آن بر پايه پرسش و جست‌وجو است که آن را در مراحل مختلف حفظ مي‌کند. تجربه عملي دشوار و شيريني است و درک آن در ايران امروز برايم جالب است. اينکه بينندگان آن چقدر خود را مرکز قرار مي‌دهند و به حاشيه‌ها توجه مي‌کنند، تجربه واقعي و درخور ‌تأملي است. اينکه چقدر پروژه و مفهوم آن برايشان اهميت دارد تا ديده‌شدن عوامل آن، نشان دهنده شرايط حاکم بر ذهن و تفکر دنياي هنر امروز ايران است و اين خود از لحاظ مطالعه فرهنگي برايم اهميت دارد.
مخاطب ايراني چطور با پروژه شما ارتباط برقرار مي‌کند؟ از برخورد آنها در مراحل مختلف برايمان بگوييد.
پوريامهر: ترجيح مي‌دهم از کلمه بيننده استفاده کنيم؛ تا‌زماني‌که در پروژه مشارکت کند و آن را مشارکت‌کننده بناميم. بيننده ايراني معمولا در نمايشگاه‌ها به واردشدن به وضعيت نمايشي و تعيين‌شده عادت کرده است؛ فضاهايي که قرار است موضوع و مفهومي‌ را به او انتقال دهند و جنبه آموزشي دارند. حتي در مواقعي که با اثري تعاملي مواجه مي‌شود، بيشتر در شرايط مکانيکي و شکل‌گيري آن دخالت داده مي‌شود تا ساخت مفاهيم.
مطمئنا استفاده از شيوه کيوريتوريال که بر پايه سياليت، قطعيت‌نداشتن و توليد دانش است، مي‌تواند براي بيننده ايراني عجيب و نامطمئن به نظر برسد و من با انتخاب اين شيوه از همان ابتدا اين آمادگي ذهني را داشتم؛ اما دليل انتخاب آن را ارزش قائل‌شدن براي درک و تحليل بينندگان و مشارکت‌کنندگان پروژه مي‌دانم. در تور کيوريتوريال، بسياري از بينندگان به مشارکت‌کننده تبديل شدند و درباره موضوع به بحث و گفت‌وگو پرداختند و برخي در وضعيت بيننده باقي ماندند؛ اما مطمئنم در ايجاد سؤال‌هاي بيشمار در ذهن آنها موفق بوده‌ايم. در نمايشگاه هم همين وضعيت ايجاد شده است؛ برخي از بينندگان نمايشگاه را مي‌بينند و مي‌روند و برخي مرتب سؤال مي‌کنند که من اين را مشارکت مي‌دانم؛ زيرا هدف اصلي پروژه ((من اينجا هستم)) به جمله ((فکرکردن به‌مثابه انجام‌دادن کار))  برمي‌گردد.
جمشيدي: اين پروژه  به مليت خاصي تعلق ندارد و نه‌تنها براي ايرانيان بلکه براي همه افرادي است که مي‌خواهند در گفتمان آن شريک شوند.


فکر نمي‌کنيد اگر براي ارائه داکيومنت اين پروژه از يک گالري با فضاهاي تفکيک‌شده استفاده مي‌کرديد، شايد بازديدکننده (مشارکت‌کننده) راحت‌تر با آن ارتباط برقرار مي‌کرد؟
پوريامهر: هدف از بخش نمايشگاه، ارائه کار تمام‌شده و مستندات قطعي با معاني آماده نبود و واقعا فضاي تفکيک‌شده تأثير خاصي را ايجاد نمي‌کرد. اينجا مکعب سفيد گالري Ag به ما کمک مي‌کرد؛ زيرا مي‌خواستيم فضاي بسته‌اي مانند مکان نشانه‌گذاري‌شده در عقدا با رويکردي جديد ايجاد کنيم؛ فضايي که بيننده خود را داخل پروژه احساس کند. در تور کيوريتوريال مشارکت‌کنندگان خارج از فضاي پروژه بودند و خود را از بيرون، درون پروژه مي‌ديدند؛ درحالي‌که در نمايشگاه آنها خود را درون پروژه احساس مي‌کردند.


خانم پوريامهر، پس از برگزاري نمايشگاه ((کارِگل))، اين دومين تجربه کيوريتوري شما در ايران با هنرمنداني است که خارج از ايران سکونت و فعاليت دارند. آيا اين امر اتفاقي است يا ترجيح مي‌دهيد اين‌طور باشد؟
پوريامهر: البته من در نمايشگاه‌هاي گروهي که قبل از ((کارِگل)) کيوريت کرده‌ام، با هنرمندان ايراني ساکن کشورهاي ديگر همکاري داشته‌ام؛ اما هميشه با خودم فکر کرده‌ام کلماتي مانند هنرمند ايراني، اثر هنري ايراني و... چه بار معنايي‌اي در دنياي امروز دارند؟ آيا هدف من نمايش ((هنر ايراني)) است که متأسفانه در بسياري از موارد اين‌گونه نمايشگاه‌ها به وضعيت اگزوتيک کمک کرده‌اند يا اينکه هنر و خلاقيت را بايد فراتر از جغرافيا دنبال كنم. انتخاب نمايشگاه‌ها و پروژه‌هاي من هيچ‌وقت بر اساس نام هنرمندان و جغرافياي زندگي آنها نبوده و فرايند خلاقانه پروژه برايم اهميت داشته و دارد.


چند سالي است مطالب زيادي درباره مقوله ((کيوريتوري)) در ايران منتشر و همچنين جلسات زيادي برگزار شده است؛ اما همچنان شاهدِ سردرگمي‌ در ارائه آثار و خيل بسيار زياد نمايشگاه‌ها، با وجود گالري‌هاي تازه‌تأسيس هستيم. به نظر شما مشکل کجاست؟
پوريامهر: مطمئنا جاي دانش کيوريتينگ و کيوريتوريال مانند تاريخ هنر در دانشگاه‌ها و مؤسسات فرهنگي ما خالي است. ترجمه‌هاي دور از دانش علمي ‌را نيز مي‌توان يکي ديگر از اين عوامل دانست و شايد دليل ديگر آن، استفاده نادرست از نام کيوريتور براي جمع‌آورندگان نمايشگاه‌ها يا دلالان هنري باشد. به نظر من شناخت علمي ‌اين رشته که ترکيب تمرين و تئوري است، مي‌تواند تعريف مشخص‌تري را براي ما ارائه كند.


آيا پروژه ((من اينجا هستم)) ادامه دارد؟  براي نمايش يا ادامه آنچه برنامه‌هايي داريد؟
جمشيدي: بله ادامه دارد؛ زيرا ((من اينجا هستم)) پروژه‌اي زنده و متحرک است که خود را در شرايط مختلف قرار داده و آن را به پرسش مي‌کشد؛ بنابراين هدف آن ايجاد نقشه ديگري در دنياي امروز است که براساس مشارکت و گفتمان ايجاد مي‌شود.
پوريامهر: اين پروژه از مرکز جغرافيايي ايران شروع شده و هدف آن به‌پرسش‌کشيدن مفهوم مرکز است. ما در‌حال‌حاضر مکان پروژه را تا زمان حرکت آن به مقصد بعدي ثبت نکرده‌ايم تا خودمان مرکزي را نسازيم و مطمئنا حرکت پروژه از يک نقطه به نقطه ديگر، اين وضعيت مرکز‌ساز را از بين مي‌برد. هدف ما پيداکردن مرکز جغرافيايي کشورهاي ديگر نيست؛ بلکه بررسي مفهوم مرکز در فرهنگ‌هاي مختلف است. اين مراکز مي‌توانند عيني يا انتزاعي باشند. درحال‌حاضر مکان‌هايي در آسيا، اروپا و آمريکاي شمالي از پروژه دعوت کرده‌اند و اميدواريم اين حرکت ادامه داشته باشد.



گــــرد آوری : نیکـــــ زی

https://t.me/neekzee

منبع : روزنامه شرق

امین شاهد





  نیک زی |  ماندالاي نهفته
یکشنبه 22 اسفند 1395 - 11:31:49 152 آخرین بازدید : پنجشنبه 25 مرداد 1397 - 01:02:11 0
*
*

عضویت در خبرنامه

از آخرین اخبار ، تخفیف ها ، محصولات و پیشنهاد های ویژه ما با خبر شوید

محمدرضا گلزار در یک اردوی یک تیم فوتبال حاضر شد ؟؟!!

«شام آخر» بهترین فیلم مستند جشنواره کلکته هند شد

کنسرت بهنام بانی در تهران بزودی برگزار می گردد

بازخوانی ترانه‌های خاطره‌انگیز برنامه گلها در «رهگذر»

نیک زی | نمایشگاهی با موضوع تحریم دارویی علیه ایران برگزار می‌شود

نیک زی | ساخت مبل تراسی با الوار و بلوک سیمانی

نیک زی | اسموتی بری سبز و سالم و تازه و با طراوت برای سر صبح

نیک زی | استفاده ای خلاقانه از طبیعت برای خلق اثر هنری

نیک زی | اکران فیلم ((زنده باد...)) خسرو سینایی در خانه هنرمندان

نیک زی | یادی از علی معلم با نقد و بررسی مستند «خونه»

ستاره‌های سینما در راه جشنواره جهانی فجر

نیک زی | نمایش «صادق کُرده» با حضور ناصر تقوایی

نیک زی | جمشید مشایخی ضمن آماده شدن برای دیدن آخرین مناظره کاندیداهای ریاست‌جمهوری برای شرکت در انتخابات دعوت بعمل آورد

نیک زی | ادامه اجرای«ویولن تایتانیک» با کارگردانی فلوریدیا

نیک زی | «بوف کور» از فردا به صحنه می‌رود

با تماشای «لیتراما» ، انگلیسی‌تان را تقویت کنید

اقامت در خانه‌های مدرن معماران برجسته را تجربه کنید

نیک زی | بیانیه مشترک نامزدهای اسکار خارجی 2017

دیدار هاینر گابلز با هنرمندان ایرانی در خانه فرهنگ مانا

نیک زی | یک چراغ مطالعه بسیار خلاقانه

نمایش «هزار شلاق» اثر برگزیده تئاتر فجر از شهریور در تماشاخانه ایرانشهر

نیک زی | سینماگران حاضر در جشنواره فیلم کن رای‌ خود را به صندق انداختند

نیک زی | خانه کانتینری مینیمال قابل حمل جالب

عکس‌های آلاله نوایی در در اولین نمایشگاهِ سالِ 1397گالری فرمانفرما

ضرر 39 میلیون دلاری نتفلیکس در پی رسوایی «کوین اسپیسی»

نیک زی | هزینه 25 میلیارد تومانی برای آلبوم ناگفته

از گالری‌های تهران چه خبر؟

نیک زی | برپایی دهمین دوسالانه ملی نگارگری ایران

اظهارنظر هدیه تهرانی در باره مرگ اسفناک ((آتنا))

«فروپاشی» روی پیشخوان کتابفروشی‌ها

نیک زی | تقدیر از برندگان سی‌ودومین جشنواره موسیقی فجر

نیک زی | نقاشی آبرنگ منظره زیبا 3

نیک زی | اجرای شهرام ناظری با «فیلارمونیک کلن»

بزرگترین شاهکارهای گمگشته عالم هنر

نیک زی | سازنده «مکس دیوانه» : تصمیم ترامپ دیوانگی است

در نمایشگاه‌های هنری در نیمه‌های اردیبهشت‌ماه چه می گذرد

نیک زی | چهارپایه چوبی با قابل حمل آسان و خلاق

«اجاق سرد» در موزه هنرهای معاصر

لیلی گلستان از قیمت‌های «پرت و پلا» در بازار هنر گله دارد

نمایشگاه آثار «هوشنگ پزشک‌نیا» نابغه ای که زود از دنیا رفت در صد سالگی وی

نیک زی | مایکل مور روی صحنه تئاتر به جنگ ترامپ می رود

خانه ابتهاج در چند قدمی ثبت ملی

«کالبدشکافی بیست داستان کوتاه فارسی» در قالب یک کتاب بروی پیشخوان

جایزه یک عمر دستاورد هنری برای بازیگر نقش «چرچیل»

نیک زی | مروری بر چند خبر جشنواره‌ی جهانی فجر

«اسرافیل» آیدا پناهنده مهمان بخش Love جشنواره‌ی فیلم لندن

گفت‌وگوی روزنامه ایران با آذر عالی‌پور مترجم «داستان‌های فلانری اوکانر»

نیک زی | آغاز تور بهاره پرمخاطب‌ترین کنسرت سال

اکران فیلم اکشن «آنگ لی» با بازی «ویل اسمیت»

نیک زی | «رفتن» برادران محمودی در جشنواره استانبول