0

زیورآلات و جواهر هنر و کلکسیون
متریال.قطعات.ابزار پوشاک و اکسسوری
سبک زندگی
سرگرمی و مشغولیات
عروسی مجله نیک زی هندبوک فروش

یاد طنزپرداز غریب ((ابوالفضل زرویی نصرآباد)) شاد باد

 

 

 

 

 

نیک زی به نقل از دنیای‌اقتصاد : نام‌ها و عنوان‎‌های زیادی پشت نام «ابوالفضل زرویی نصرآباد» ردیف شده است. رسانه‌های رسمی و شبکه‌های اجتماعی از پریشب پر از نام او شده است؛ اما این نام‌ها و عنوان‌ها جای خالی‌اش را در پشت میکروفن‌ها و تریبون‌ها پر نمی‌کند. اگرچه موهای کم‌پشت و سبیل پرپشتش سفید شده بود و ناشناس‌ها سنش را بالای ۶۰ و ۷۰ سال تخمین می‌زدند اما جوان بود؛ تنها ۴۹ سال داشت. در این سال‌های آخر بیماری آزارش داد. جان زندگی کردن نداشت. دست آخر سکته قلبی امانش را برید و جانش را گرفت. برادرش محمد زرویی گفته «عصر دیروز که به خانه مراجعه کردم و پس از چند بار صدا کردن پاسخی دریافت نکردم، وارد خانه شدم که ناگهان پیکر بی‌جان برادرم را پشت میزش دیدم. با مشاهده این صحنه فوری با دکتر تماس گرفتیم که متوجه شدیم متاسفانه ابوالفضل درگذشته است.»

 

پدر فضل

ابوالفضل در نیمه اردیبهشت سال ۴۸ در تهران به دنیا آمد. شهری که با هوای آلوده‌اش او را در سال‌های آخر عمر فراری داد و به احمدآباد مستوفی فرستاد؛ همان‌جا که پیش از او روزها و سال‌های آخر زندگی محمد مصدق را به چشم دیده بود. زرویی نصرآباد ادبیات خوانده بود؛ زبان و ادبیات فارسی. از همان روزهای جوانی نبوغ و تبحر بسیارش را در طنز کشف کرده بود و تحسین بسیاری از بزرگان طنز و ادبیات کشور را شنیده بود. خدابیامرز کیومرث صابری فومنی که بنیان‌گذار معروف‌ترین مجله طنز ایران «گل‌آقا» بود، درباره زرویی گفته بود که او قلم عبید زاکانی و دهخدا را در دست دارد. اما این همه ماجرا نبود. گل‌آقا زرویی را با عنوان «یکی از مشهورترین طنزنویسان» آن زمان (یعنی سال ۷۲) خوانده بود. زمانی که زرویی تنها ۲۳ سال داشت.

ابوالفضل کار مطبوعاتی و فرهنگی را از سال ۱۳۶۸ آغاز کرد. زرویی در کمتر از سی سال عمر حرفه‌ای‌اش، کتاب‌های بسیاری نوشت و پژوهش‌های زیادی انجام داد. او ۱۶ کتاب فردی یا مشترک را به چاپ رساند یا به‌صورت صوتی منتشر کرد. پایه و بنیان بسیاری از مجالس و رویدادهای حوزه شعر طنز را گذاشت و تا دلتان بخواهد در مجلات و روزنامه‌ها و سایت‌ها و... مطلب نوشت و شعر چاپ کرد؛ هر دفعه هم با یک نام و نشان متفاوت. شاید او بیشترین نام‌های مستعار را در جهان داشته باشد: از«ملانصرالدین» که مشهورترین نام مستعارش بود تا «چغندر میرزا»، «ننه قمر»، «کلثوم ننه»، «آمیز مَمتقی»، «میرزا یحیی» و «عَبدُل».

او پنج سال پیش قلبش را جراحی کرد و ضعف بدنی شدیدی تمام بدنش را دربر گرفت. با زحمت به جلسات ادبی می‌رفت و دوستان و آشنایان که به دیدارش می‌رفتند بیشتر از رنگ و روی چهره، از روی صفای کلمات و رونق نگاهش او را می‌شناختند. ابوالفضل زرویی نصرآباد سرانجام ساعت ۱۰ شب روز شنبه دهم آذرماه برای آخرین بار نفس کشید،‌ سرش را روی میز کارش گذاشت و اجازه داد تا بمیرد. پیکر بی‌جان او که شهرام شکیبا درباره‌اش گفته بود: «سبیلی را به سروی وصل کردند/ ابوالفضل زرویی آفریدند» امروز از مقابل حوزه هنری تشییع می‌شود و یاران و دوستان و دوستدارانش با سرو خندان معاصر خداحافظی می‌کنند.

 

تحلیل

رویا صدر از طنزپردازان معاصر درباره آثار ابوالفضل زرویی گفته است: تسلط زرویی بر ادب فارسی در شعر کلاسیک، نو و آثاری که به‌صورت نثر می‌نوشت کاملا مشخص بود. در عین حال در آثار طنزش تلخی و عمق وجود داشت که او را از بسیاری طنزنویسان در گذشته و حال متمایز می‌کرد. ویژگی دیگرش در شعر طنز این بود که زبان روز را در آثاری که در دهه ۸۰ منتشر کرد و در کتاب «بامعرفت‌های عالم» وارد کرد و با شیوه استادانه‌ای زبان عامیانه امروز را در شعر کلاسیک به کار برد. این قالب‌ هم بعدا توسط طنزنویسان جوان‌تر استفاده شد. این پژوهشگر خاطرنشان کرد: زرویی نصرآباد در شکل‌گیری بخشی از جریان طنز امروز نیز با تاسیس مجامع و محافل طنز و نیز تربیت نسلی از طنزنویسان حال حاضر نقش داشت. او موسس دفتر طنز حوزه هنری بود. همچنین بنیان‌گذار نخستین شب شعر طنز در ایران بود که در این بخش از فعالیت‌هایش نیروهای جوان‌تر را شناسایی و به طنز ما معرفی کرد که این افراد در حال حاضر در فضای طنز ایران نقش دارند.

ابراهیم رها، ‌طنزنویس مطبوعاتی سال‌های اخیر نیز در همین باره نوشت: فعالیت‌های زرویی در دو حوزه قابل بررسی است؛ فعالیت‌های مطبوعاتی او که بسیار شیرین و تأثیرگذار بود و نشان از سواد او داشت. زرویی در حوزه‌ای که کار می‌کرد، آدم بسیار باسواد و ملایی بود. آنچه را می‌نوشت بلد بود و این‌طور نبود که با یک نگاه سطحی قلم زده باشد. در حوزه کتاب‌ هم کارهای ماندگاری انجام داد که با اقبال روبه‌رو شد و هم جامعه فرهنگی کشور پذیرفت و دوست می‌داشت. این طنزپرداز خاطرنشان کرد: آقای زرویی خیلی با تلاطم پیرامونی بالاخص در سال‌های سیاسی کشور کاری نداشت؛ خیلی خود را به موج نمی‌سپرد و سعی می‌کرد کارهای ماندگار انجام دهد. در تمام سال‌هایی که تلاطم سیاسی فراوانی در کشور وجود داشت، طنز مطبوعاتی هم در فراز و فرود بود؛ اما او تلاش داشت سنگ زیر آب باشد نه سنگ روی آب که با تلاطم بالا و پایین برود. این یکی از شاخصه‌های مهم در بررسی آقای زرویی نصرآباد است. در تمام مدت سعی کرد سنگ زیر آب باشد و ماندگاری داشته باشد.

 

تکریم

امروز شبکه چهار سیما، برنامه «شب شعر» با اجرای محمود اکرامی‌فر دوشنبه را با حضور سعید بیابانکی و ناصر فیض به زندگی هنری و آثار زرویی اختصاص می‌دهد. پخش پلی‌بک‌هایی از زندگی‌نامه و شعرخوانی‌های مرحوم زرویی نصرآباد و همچنین مراسم تشییع این هنرمند از دیگر بخش‌های این برنامه است که امشب ساعت ۲۳ از شبکه چهار سیما پخش می‌شود. فضای توییتر، اینستاگرام و بسیاری از کانال‌های تلگرامی نیز تحت تاثیر مرگ ابوالفضل زرویی نصرآباد قرار گرفت. بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی با انتشار عکس‌ها و شعرهایی از او اندوه و ناراحتی خود را از مرگ این شاعر طنزنویس ابراز کرده‌اند. علی موسوی گرمارودی هم با تسلیت مرگ زرویی نوشت: پیش‌تر او را به عبید زاکانی زمانه تشبیه کردم. با مرگ زنده‌یاد زرویی نصرآباد طنز ما یکی از مهم‌ترین و با استعدادترین هنرور‌های خود را از دست داد. باران کوثری هم در صفحه اینستاگرامش تصویری از زرویی را منتشر کرد و با اشاره به نام مستعار او در مجله گل آقا نوشت: ملانصرالدین دوباره درگذشت. اتفاق‌های بد در این ملک چندباره می‌افتد.

شاید تند و تیزترین یادداشتی که درباره زرویی نوشته شد، یادداشت سیدمهدی شجاعی بود. او نوشت: رحلت غریبانه ابوالفضل زرویی نشان داد که عرصه فرهنگ و ادب و هنر در کشور ما بی‌صاحب‌ترین است و هیچ قوه تمییز و تشخیصی که لعل و گوهر را از خزف بازشناسد و قدر بداند در هیچ سطحی از مدیران و مسوولان وجود ندارد. رحلت غریبانه ابوالفضل زرویی نشان داد که در کشور ما هیچ مقام مسوولی دلش برای فرهنگ و ادب نمی‌تپد و سیاست‌گذاران و مدیران کلان در عرصه فرهنگ و هنر، از کمترین دغدغه‌ای برای اهالی این خطه برخوردار نیستند. در رحلت مظلومانه این شخصیت بی‌بدیل عرصه ادب، همه مدیران و مسوولان عالی و دانی مسوول‌اند و باید در هر دو جهان پاسخگوی بی‌توجهی و سهل‌انگاری و بی‌رحمی خود باشند. در این واقعه مولمه و مصیبت جانسوز هیچ کدام حق ندارند ابراز تاثر و تاسف کنند و پیام تسلیت بدهند و برای خود کسب آبرو کنند. کسانی که از وضعیت و شرایط این عزیز خبر داشتند و هیچ کدام هیچ قدمی برنداشتند. همان بهتر که ما را با غم خود رها کنند و به کار و بار خود بپردازند.

 

 

ابراهیم رها:ابوالفضل زرویی خود را به موج نمی‌سپرد

 

ابراهیم رها در پی درگذشت ابوالفضل زرویی نصرآباد با تأکید بر تأثیرگذاری او بر طنز ایران می‌گوید: او خود را به امواج پرتلاطم پیرامونی نمی‌سپرد؛ تلاش داشت سنگ زیر آب باشد و کارهای ماندگار انجام دهد.

این طنزپرداز در پی درگذشت ابوالفضل زرویی نصرآباد - طنزپرداز و پژوهشگر - در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: هیچ‌گاه با زرویی نصرآباد همکار نبودم اما طی سال‌های طولانی با هم سلام علیک داشتیم. او یکی از طنزنویسان تأثیرگذار سه دهه اخیر کشورمان بود؛ هم به لحاظ کارهایی که انجام داد و هم کسانی که به واسطه داشتن مسئولیت او طنزنویس شدند. در گعده‌هایی که تشکیل می‌داد و فعالیت‌هایی که زیر نظر او انجام می‌شد، پویا بود.

او در ادامه افزود: آقای زرویی در عنفوان جوانی، حدود ۲۰-۲۱ سالگی، قلم پخته‌ای داشت و این‌طور نبود که بعد از ۴۰ سال به ثبات قلم و تأثیرگذاری برسد؛ فکر می‌کنم از اوایل دهه ۷۰ که با نشریه «گل‌آقا» همکاری داشت قلمش تأثیرگذار بود. زرویی پرطرفدار بود و در حوزه طنز به معنای واقعی کلمه فعالیت‌های ارجمندی داشت.

رها همچنین بیان کرد: فعالیت‌های زرویی در دو حوزه قابل بررسی است؛ فعالیت‌های مطبوعاتی او که بسیار شیرین و تأثیرگذار بود و نشان از سواد او داشت. زرویی آدم بسیار باسواد و ملایی در حوزه‌ای که کار می‌کرد، بود. آن‌چه را می‌نوشت بلد بود و این‌طور نبود که با یک نگاه سطحی قلم زده باشد. در حوزه کتاب‌ هم کارهای ماندگاری انجام داد که با اقبال روبه‌رو شد و هم جامعه فرهنگی کشور پذیرفت و دوست می‌داشت.

این طنزپرداز خاطرنشان کرد: آقای زرویی خیلی با تلاطم پیرامونی بالاخص در سال‌های سیاسی کشور کاری نداشت؛ خیلی خود را به موج نمی‌سپرد و سعی می‌کرد کارهای ماندگار انجام دهد. در تمام سال‌هایی که تلاطم سیاسی فراوانی در کشور وجود داشت، طنز مطبوعاتی هم در فراز و فرود بود، اما او تلااش داشت سنگ زیر آب باشد نه سنگ روی آب که با تلاطم بالا و پایین برود. این یکی از شاخصه‌های مهم در بررسی آقای زرویی نصرآباد است. در تمام مدت سعی کرد سنگ زیر آب باشد و ماندگاری داشته باشد.

ابراهیم رها همچنین گفت: ابوالفضل زرویی به ۵۰ سال هم نرسید و از دنیا رفت. تسبیح طنز کشور یکی از دانه‌های درشت خود را از دست داد. او خیلی تأثیرگذار بود؛ گو این‌که در سال‌های اخیر خیلی فعال نبود و در مجامع مختلف شرکت نمی‌کرد. او خیلی حضور نداشت اما همیشه بسیار اثرگذار بود. اگر بخواهیم در این سال‌ها پنج نفر را نام ببریم که در طنز ما تأثیرگذار و ماندنی بودند یکی از این پنج نفر بجد ابوالفضل زرویی نصرآباد بود.

 

 

انتقاد سیدمهدی شجاعی : برای درگذشت زرویی پیام تسلیت ندهید!

 

سیدمهدی شجاعی در پیامی درگذشت ابوالفضل زرویی نصرآباد را تسلیت گفت و از مدیران و سیاست‌گذاران فرهنگی به شدت انتقاد کرد.

در متن پیام این نویسنده که در اختیار ایسنا قرار گرفته است، آمده است:

«بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیهِ ۖ فَمِنهُم مَن قَضیٰ نَحبَهُ وَمِنهُم مَن یَنتَظِرُ ۖ وَما بَدَّلوا تَبدیلا.
لِیَجزِیَ اللَّهُ الصّادِقینَ بِصِدقِهِم وَیُعَذِّبَ المُنافِقینَ إِن شاءَ أَو یَتوبَ عَلَیهِم ۚ إِنَّ اللَّهَ کانَ غَفورًا رَحیما.

خبر درگذشت برادرم ابوالفضل زرویی نصرآباد، خبری دهشتناک و تکان‌دهنده بود.
مردم ایران، به خصوص اصحاب فرهنگ و ادب و هنر و بالاخص اهالی خطه طنز شخصیتی شریف، وارسته، فاضل، آزاده، مهربان، جوانمرد، اهل درد و ادیب و هنرمند را از دست دادند که داغ فقدانش تا ابد بر دل‌ها خواهد ماند.
وسعت جای خالیش چنان بیکرانه و نامحدود است که هیچ چیز و هیچ کس، آن را پر نمی‌کند.
ابوالفضل زرویی نه تنها شخصیتی بی‌بدیل در ادبیات طنز معاصر بود که در تاریخ طنز ایران مثل و نظیر نداشت.
اگرچه مرگ حق است و سرنوشت محتوم و مختوم همه ما، اما داغ سنگین‌تری که سفر ناگهانی این بزرگمرد عرصه ادب، بر دل ما گذاشت، مرگ مظلومانه و غریبانه‌اش بود.
رحلت غریبانه ابوالفضل زرویی نشان داد که عرصه فرهنگ و ادب و هنر در کشور ما بی‌صاحب‌ترین است و هیچ قوه تمیز و تشخیصی که لعل و گوهر را از خزف بازشناسد و قدر بداند در هیچ سطحی از مدیران و مسئولان وجود ندارد.
رحلت غریبانه ابوالفضل زرویی نشان داد که در کشور ما هیچ مقام مسئولی دلش برای فرهنگ و ادب نمی‌تپد و سیاستگذاران و مدیران کلان در عرصه فرهنگ و هنر، از کمترین دغدغه‌ای برای اهالی این خطه برخوردار نیستند.
در رحلت مظلومانه این شخصیت بی‌بدیل عرصه ادب، همه مدیران و مسئولان عالی و دانی مسئول‌اند و باید در هر دو جهان پاسخگوی بی‌توجهی و سهل‌انگاری و بی‌رحمی خود باشند.
در این واقعه مؤلمه و مصیبت جانسوز هیچ کدام حق ندارند ابراز تاثر و تاسف کنند و پیام تسلیت بدهند و برای خود کسب آبرو کنند. کسانی که از وضعیت و شرایط این عزیز خبر داشتند و هیچ کدام هیچ قدمی برنداشتند. همان بهتر که ما را با غم خود رها کنند و به کار و بار خود بپردازند.
این مصیبت طاقت‌سوز را به یکایک عزیزان ادیب و طنزپرداز تسلیت عرض می‌کنم و برایشان از خداوند صبر و سلامتی می‌طلبم. بخصوص عزیزانی که ابوالفضل را از نزدیک می‌شناختند و با او رفاقت داشتند. عزیزانی که نمی‌دانند در کدام مصیبت بگریند؛ مصیبت از دست دادن رفیقی شفیق و بامعرفت، مصیبت فقدان ادیب و طنزپردازی بی‌بدیل یا مصیبت بی‌پناهی اصحاب فرهنگ و هنر.
خداوند متعال، ابوالفضل زرویی را با موالیانش بخصوص حضرت ابوفاضل قمر بنی هاشم محشور فرماید و غریق رحمت و غفران بی‌انتهایش گرداند.

سیدمهدی شجاعی»

ابوالفضل زرویی نصرآباد کتاب «ماه به روایت آه» (درباره حضرت ابوالفضل العباس (ع)) را در انتشارات نیستان با مدیریت سیدمهدی شجاعی منتشر کرده است.

 

 

 

درخواست اکبر اکسیر از طنزپردازان : برای ابوالفضل زرویی مجلس شادی برپا کنید!

اکبر اکسیر در پی درگذشت ابوالفضل زرویی نصرآباد می‌گوید: انصاف نیست مرثیه‌گوی شاعری باشیم که خود، نوشته‌هایش و قلمش برای خنداندن مردم بود؛ از طنزپردازان می‌خواهم برای تدفین او مراسم شادی برگزار کنند.

این‌ شاعر و طنزپرداز در پی درگذشت ابوالفضل زرویی نصرآباد - طنزپرداز و پژوهشگر - در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: این خبر را صبح شنیدم که برایم  خیلی ناراحت‌کننده بود. یادمان باشد طنز واقعی جایی اتفاق می‌افتد که  یک طنزپرداز که خود مرثیه‌گوی همه هنرمندان است خودش گرفتار باشد. خدا رحمت کند آقای زرویی نصرآباد را؛ او  قبل از آن‌که به شعر معروف شود به نوشته‌های منثورش در «گل‌آقا» معروف بود. او با ستون «تذکرة المقامات» مردم را با طنز سیاسی و اجتماعی آشنا کرد، آن‌ هم در برهه‌ای که پرداختن به وزیران خط قرمز بود. در واقع او راه را برای طنز و فکاهه ایران باز کرد.

اکسیر در ادامه بیان کرد: زرویی نصرآباد با تأسیس دفتر طنز حوزه هنری خدمات بسیاری به طنز کرد و طنزپردازان جوانی را به جامعه ادبی ما معرفی کرد، به خاطر همین کارش می‌توانیم برایش کف بلند بزنیم تا صدایش به بهشت برسد. آن‌چه از زرویی مدنظر من است، اخلاق، ادب، فروتنی و تواضع  او بود که تمام گناهانش را می‌توانست یک‌جا پاک کند.

او سپس خاطرنشان کرد: زرویی شعر فکاهی می‌گفت و مشکلی از مشکلات جامعه را به ساده‌ترین و روان‌ترین شکل ممکن در آن‌جا مطرح می‌کرد؛ انگار نسیم شمال دیگری در ایران متولد شده است. اگر تمام شعرها و نوشته‌های زرویی در  یک کفه ترازو قرار بگیرد و ادب و فروتنی‌اش در کفه دیگر، ادب و فروتنی‌اش سنگین‌تر از تمام آثارش است.

 این طنزپرداز با اشاره به دور بودن خود از تهران، بیان کرد: زمانی که از دور زرویی را تعقیب می‌کردم  به این نتیجه رسیدم که او راه را برای جوان‌ترها باز می‌کرد؛ اصلا حسودی و بخل در او نبود.  زوریی دست همه را می‌گرفت و می‌خواست آن‌ها را معرفی کند؛ مانند اخلاقی که قیصر امین‌پور داشت. خیلی زود بود که زوریی برود و ما خبر کوچ غریبانه‌اش را بشنویم.

 اکبر اکسیر در پایان گفت: از همه همکاران و دوستان طنزنویسم می‌خواهم مراسم شادی را برایش برگزار کنند. او نه با مرثیه و نه با مرگ و نه با غم وغصه میانه‌ای نداشت؛ با این‌که دلش پر از درد بود. زوریی به لحاظ معیشتی  و اقتصادی هم  در مضیقه بود، اما شنیده بودم آبروی فقر و قناعت را نبرد. امیدوارم مجلس شادی برایش برگزار شود و طنزپردازان هر کدام دو دقیقه استندآپ کمدی اجرا کنند تا باعث شادمانی روح حاضران باشد؛ رفتگان که رفته‌اند. امیدوارم نام‌های دیگری از میان شاگردانش، جای او را پر کنند و طنز عزیز ما هیچ‌گاه بی‌کس و بی‌یار نباشد.

 

 

خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) - طنز روز

رضا ساکی
قضیه ما طنزنویس‌ها فرق دارد. ما وقتی یک نفر را از دست می‌دهیم بیشتر طنز می‌نویسیم.
یعنی با طنز نوشتن سعی می‌کنیم خودمان را آرام کنیم و به استادمان بگوییم کارمان را درست یاد گرفته‌ایم.
یعنی این‌طور نیست که برای درگذشت یک طنزنویس مجله را منتشر نکنیم. اتفاقا ویژه‌نامه منتشر می‌کنیم و کاریکاتور خودش را می‌زنیم روی جلد.
البته مثل آدم‌های دیگر در فراق یار گریه می‌کنیم اما از طنزنویسی دست برنمی‌داریم. یعنی نمی‌توانیم دست برداریم؛ چون اگر طنزنویسی بمیرد و ما طنز ننویسم احساس می‌کنیم شش بر صفر بازی را به روزگار باخته‌ایم.
اصولا طنزنویس‌ها در جمع لبخند می‌زنند و لبخند می‌آفرینند و در خلوت گریه می‌کنند؛ برعکس ریاکاران که در جمع تظاهر می‌کنند به اندوه و گریه و شادی‌شان در خلوت است.
پس امروز روز طنز نوشتن من است. امروز اگر طنز ننویسم آقای زرویی را ناراحت می‌کنم چون اگر طنز من را در ایسنا نبیند می‌گوید:
موهای شقیقه من سفید شد که تو طنز بنویسی، نه بشینی توی ایسنا گریه کنی. من در خانه ننشستم که شما کار را تعطیل کنید.
من وقتی گل‌آقا رفت طنز ننوشتم؟
چرا نوشتید استاد
من وقتی حالت رفت طنز ننوشتم؟
چرا نوشتید استاد
وقتی جلی و فرجیان و پورثانی و... رفتند طنز ننوشتم؟
چرا نوشتید استاد
تو مگر صلاحی رفت طنز ننوشتی؟
چرا نوشتم استاد
مگر احترامی رفت طنز ننوشتی؟
چرا نوشتم استاد
تو خودت بمیری ستون طنز ایسنا تعطیل می‌شود؟
نمی‌شود استاد
مگر ما طنزنویسان جز همین طنز چیز دیگری داریم؟
نداریم استاد
پس برو طنزت را بنویس و حال خوب به مردم بده
حال خوب وقتی شما نیستید؟
حال خوب حق مردم است، چه ما باشیم چه نباشیم
باقی بقای‌تان

 

گــــرد آوری : نیکـــــ زی

https://play.google.com/store/apps/details?id=com.raadcom.neekzee

http://cafebazaar.ir/app/?id=com.raadcom.neekzee&ref=share

https://new.sibapp.com/applications/neekzee

neekzee.com

منبع : روزنامه دنیای اقتصاد / شایان ربیعی / ایسنا

 

 

 

 

 

 

یاد طنزپرداز غریب ((ابوالفضل زرویی نصرآباد)) شاد باد
دوشنبه 12 آذر 1397 - 11:49:50 173 آخرین بازدید : یکشنبه 1 اردیبهشت 1398 - 06:08:37 0
*
*

عضویت در خبرنامه

از آخرین اخبار ، تخفیف ها ، محصولات و پیشنهاد های ویژه ما با خبر شوید

پنجمین جشنواره بین‌المللی عکس خیام، در شش بخش فراخوان داد

«ملکه تِرا» داستانی دیگر از نویسنده دراکولا ترجمه شد

نیک زی | عبدالله اسکندری : «مردم می‌توانند با رأی دادن از حق خود دفاع کنند»

پرویز تناولی همچنان به دنبال بازپس‌گیری آثارش از شهرداری

کتاب «تاریخ عکاسی» منتشر شد

با «کازوئو ایشی‌گورو» برنده نوبل امسال آشنا شوید

نیک زی | اکران دوم نوروز 96 با 4 فیلم آغار می شود

نیک زی | در گالری‌ های تهران چه می گذرد

مراسم اهدای دومین جایزه‌ ابوالحسن نجفی برپا می شود

گلایه خانواده همایون خرم از سرقت‌های هنری

نیک زی | دعوت ورک‌شاپ سینمای مستند پاریس از اسکویی

زمان نمایشگاه «دیدار نقش مینا و زر» تمدید شد

نیک زی | گفت‌وگو با سهراب سلیمی، درباره رکن‌الدین خسروی

نیک زی | فیلم سینمایی «ساعت ۵ عصر» در راه اکران

«لیلی افشار»؛ نابغه موسیقی جهان اولین دریافت کننده نشان «گردآفرید» خواهد بود

نیک زی | فراخواندن مردم به شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری و حمایت از حسن روحانی توسط بیش از 1500 نفر از اهل قلم

نیک زی | برداشتی نو از«شازده کوچولو»در خانه موزه انتظامی

نیک زی | برپایی یک نمایشگاه صنایع دستی به‌مناسبت دهه فجر

ایده پارسی میزبان نقاشی‌هایی از جنس شعر می‌شود

نیک زی | کتاب مجموعه آثار «شیشه‌گران» در لندن

نیک زی | «غروب روزهای آخر پاییز»در زمستان

ریانا ( Rihanna ) خواننده سرشناس به کمپین مبارزه با خشونت پیوست

افتتاحیه ششمین همایش 10 روز با عکاسان برگزار می‌شود

سلفی دردسرساز بهنوش بختیاری + عکس

نیک زی | امپرسیونیسم ( Impressionism )

نقاشی ترامپ 16 هزار دلار فروش رفت

برگزاری نخستین جشن ویولن به نفع زلزله‌زدگان

انتشار مجدد حاصل اولین همکاری شجریان و کلهر بعد از 20 سال

نیک زی | پـژواک جهـانی اعتـراض تـرانه

«برادرم خسرو» شهاب حسینی راهی خانه ها شد

کنسرت گروه چارتار در برج میلاد

نیک زی | اجرای گروه «نیوش» با سه تار الکتریک

استقبال از انیمیشن‌های ایرانی در جشنواره‌های خارجی

نیک زی | نقاشی‌های کودک درون را در «گلستان» ببینید

نیک زی | چرا نمایشگاه آنلاین

نیک زی | «اسپایدرمن» به هشت سال زندان محکوم شد

آثار سلیم موذن‌زاده اردبیلی ثبت ملی می شود

نیک زی | کنسرت ((وودی آلـــــن)) در لندن

آخرین وضعیت تقاضای ایرانی‌ها برای بازار برلین

مشخص شدن تاریخ برگزاری جشنواره فیلم «ترایبکا» 2018

نیک زی | ایستگاه‌های اتوبوس به نقاشی دانش آموزان مزین می گردد

گفت‌وگو ایسنا با فرشته طائرپور درباره جشنواره کودک

تبرئه شدن سیلوستر استالونه از اتهام تجاوز

بستری شدن ناگهانی خواننده محبوب ((محمد علیزاده))

محسن وزیری مقدم هنرمند عرصه تجسمی هم دنیا را بدرود گفت

انتشار کتابی درباره آهنگساز فقید موسیقی پاپ ایران «واروژان»

سبک زنده‌یاد محسن وزیری‌مقدم در تولید آثار تجسمی از دیدگاه یک مجسمه‌ساز

نیک زی | طراحی‌های «تن‌تن» 800 هزار دلار فروخت

مستند سینمایی «بزم رزم» بزودی در «هنر و تجربه»

همایون شجریان از محمدحسین مهدویان به دلیل توهین به فردوسی درخواست اعلام عذرخواهى کرد