0

زیورآلات و جواهر هنر و کلکسیون
متریال.قطعات.ابزار پوشاک و اکسسوری
سبک زندگی
سرگرمی و مشغولیات
عروسی مجله نیک زی هندبوک فروش

٣ عنصر يک ساختار متعالي در معماری چه می تواند باشد ؟

 

 

استعاره، معنا، هويت

 

فضا در مفهوم جامع خود شامل فضاي ساخته‌شده، فضاي ادراک‌شده و فضاي بازنمايي‌شده است. برخي از متخصصان به تفکيک ميان اين ابعاد از فضا تأکيد دارند، اما ساحات يا ابعاد مختلف فضا با هم و با انسان پيوندي عميق دارند به اين معنا که در مراحل درک، توليد و بازنمايي فضا، ذهن انسان نقش فعالانه‌اي بازي مي‌کند؛ وجود يا نبود فضايي که صرفا امتداد اجسام بوده، از ادراک‌کننده کاملا مجزا باشد اصولا مسئله مهمي نيست، چراکه تمامي موارد مواجهه با فضا در عمل وزني از ذهنيت را دارد و اين ذهنيت خود تحت‌تأثير عوامل فرهنگي بوده و در ميان افراد يک فرهنگ غالبا مشترک است [اين معنا که ذهنيت افراد در بستر جامعه شکل گرفته است]. اشتراکات ميان افراد، کنش اجتماعي را ممکن كرده است؛ اين اشتراکات مبناي ادراک يک فرهنگ يا خرده‌فرهنگ از فضاست. منشأ اشتراکات افراد، فرهنگ يا فضاي زيست مشترک آنهاست. طراحي، هم جنبه‌هاي معلوم و هم مبهم موقعيت جاري را مورد شناسايي و بررسي قرار مي‌دهد تا پارامترهاي پنهان و مسيرهاي باز جايگزين را که ممکن است به هدف منجر شوند کشف کند. در اين چرخه بازتوليد معنايي، امر «مداقه معمار» شرط لازم و کافي در توسعه احتمال خلق پديده است که ضامن تحقق مفهومي است که از آن به «طرح» تعبير مي‌شود. معاني جامع‌تر بايد ابهامات را از بين برده و امکان ساخت موضوع طراحي‌اي را ايجاد كند که تمامي اجزا و روابط آن قبل از تحقق کنترل شده باشند. کنش «تعالي‌جويانه» در اين راستا برمبناي تکرار و نه با تغيير يک طرح ثابت، بلکه از طريق بازنمودهايي پي‌درپي تحقق مي‌پذيرد.
نقش ذهنيت جامعه در ادراک فضا نقشي فعال است، به‌نحوي‌که معناي عمومي فضا و حتي استفاده و رفتار در فضا به‌شدت تحت‌تأثير اين ذهنيت قرار دارد. توجه به مفاهيم اجتماعي و فرهنگي فضا همواره نقش معمار و متخصصان توليدکننده فضا را به چالش مي‌کشد. سؤال اينجاست که اگر فضا مفهومي فرهنگي- اجتماعي است که بر اساس مؤلفه‌هايي همچون اقتصاد و سياست تغيير مي‌کند، پس معمار يا توليدکننده محيط چه نقشي دارد؟ نقش معمار و معماري در ساخت، ادراک و بازنمايي فضا صرفا بخشي از تمامي عوامل تأثيرگذاري است که با توجه به چيستي يک طرح مي‌تواند کمتر يا بيشتر باشد. اگر بپذيريم كه طرح و ايده حاوى ارزش‌هاي ضروري معماري است و همچنين در ارائه طرح مشخصات اثر منتقل‌شده، تنها بهترين‌ها به بيان هدف مربوطه مي‌پردازند؛ زبان طراحي با نمايش نتيجه نهايي، نهايتا منجر به راهكارهايى مي‌شود كه چه‌بسا هرگز پيش‌تر رصد نشده باشند و به‌عبارتى ديگر طراح را به گزينه‌هاي جايگزين در طرح رهنمون مي‌شوند.
جرج لِيکاف ( George Lakoff) زبان‌شناس شناختي آمريکايي و استاد زبان‌شناسي دانشگاه برکلي کاليفرنيا، از سال ۱۹۷۲، بيشتر شهرتش به دليل نظريه استعاره ادراکي (استعاره مفهومي) است؛ نظريه‌اي که در آن استعاره به‌عنوان محور تفکر انساني، رفتار سياسي و جامعه باز شناخته مي‌شود. نظريه «ذهن متجسم» وي که درباره آن در رابطه با رياضيات کتاب‌هايي نوشته است، نيز مشهور است. مقصد نگارنده با توجه به محدوديت اين نوشتار، بيشتر معطوف به حوزه‌اي نو و کليدواژه‌هاي متبادر از آن با بهره‌گيري از نظريه‌اي است که ادعا دارد، نظام ادراکي انسان در کنه خود حائز مختصاتي استعاري بوده، اين درک استعاري است که در اصل سکان ناخودآگاه ادراکي را در زندگي روزمره به دست دارد. آنچنان که به آن اشاره شد، جرج ليکاف و مارک جانسون در سال ۱۹۸۰ با انتشار کتاب «استعاره‌هايي که با آن زندگي مي‌کنيم»، به‌نوعي طلايه‌داران ترويج نظريه‌اي در عرصه نقد شدند که به کارکردها و ماهيت استعاره به لحاظ مفهومي مي‌پردازد. واقعيت اين است که به نظر مي‌رسد در عرصه معماري با توجه به ظرفيت‌هاي بي‌بديل آن در ارائه فضاهاي عيني، بررسي استعاره [متافور] و کارکردهاي فضايي ادراکي آن، چندان مورد توجه قرار نگرفته است. اگر سابقه چند صدساله عرصه ادبيات ايران را در حوزه بلاغت و ارائه‌هاي ادبي، به اين فقدان در عرصه نظريه‌پردازي معماري اضافه کنيم، عرصه‌اي نو حادث مي‌شود که مي‌تواند جولانگاهي نظري در راستاي مباحث فرمي و محتوايي در فضاي مصنوع باشد. رمز کار اندکي ميان گستره‌انديشيدن است و تلاش در خودي‌کردن مباحث حوزه زبان‌شناسي در راستاي تعريف ماهيتي جديد در استعاره فضايي/ ادراکي که بر اساس آن، آنچنان که ليکاف بر آن تأکيد دارد، استعاره‌ها را از ارائه ادبي و صور کلامي صرف فراتر نهاده تا به فرايندي فعال در عرصه شکل‌دهي به فضاي معماري تبديل کند. بر اين نسق، استعاره نه‌تنها ابزار شناخت و درک پديده معمارانه خواهد بود، بلکه به‌نوعي مدلي مفهومي را شکل مي‌دهد که مجموعه رفتارهاي شکل‌دهي فضا و تعامل مخاطب با فضا را مديريت کند. براي روشن‌ترشدن موضوع، فرض را بر اين بگيريد که ناخودآگاه ادراکي انسان حائز قابليتي در درک و بازنمايي پديده‌هاي ناآشنا و نيز تعبير و تفسير مجدد پديده‌هاي آشنا باشد؛ همچنين در نظر بگيريد که اين قابليت به صورت لايه‌هايي استنباطي از مقايسه مفاهيم قياسي، استقرايي و انتزاعي با انطباق به روش استعاري مورد طبقه‌بندي قرار بگيرند. توجه داشته باشيد که در حال ايجاد تعبيري نو از نحوه کارکرد و برخورد ناخودآگاهمان با جهان پيرامون هستيم. با اين پيش‌فرض، نظريه استعاري/ ادراکي [و در مورد ما تعبير معمارانه آن] بابي از رويدادهايي نو را در حوزه معنا، تفکر، شکل و فضا ايجاد مي‌کند که به‌نوبه خود مي‌تواند ابزاري باشد در عرصه توليد و درک معمارانه. نکته جالب در اين نوع نگاه، ماهيت توجه آن به موضوع قلمرو‌هاي متقاطع (cross-domain) در تحليل تجربه‌هاي خودآگاه و ناخودآگاه انساني است؛ به تعبيري استعاري‌کردن نظام مفهومي انسان در حوزه‌اي وسيع؛ از زمان و رخداد گرفته تا درک روزمره فضاي پيرامون. استعاره‌هايي چندگانه، همگي بر پايه مفاهيمي مستدل، گستره‌اي وسيع از استدلال‌ها و تجربه‌هاي مشترک انساني را شکل مي‌دهند که به قول ليکاف و جانسون نظام مفهومي هرروزه زندگي ما را در کنار توقعات و انتظارات ما نسبت به آينده، پايه‌ريزي مي‌کنند. ارائه و نمايش طرح معماري يا توليد آنچه منجر به بهترين مي‌شود، موضوعى است که مي‌تواند از طريق فراگرد طراحي کنترل شود و به تعبير آلبرتي، به ارائه کرامت معنوي حرفه معماري بپردازد. فراگرد طراحي متشکل از مجموعه‌اي عملياتي است که از آن ممکن است مدلي توليد و نهايتا منجر به آفرينش اثر شود؛ البته راهى منحصر‌به‌فرد براي پيشبرد اين فراگرد وجود ندارد؛ پيشبرد فراگرد طراحي عموما از جزء به کل بوده كه لزوما به معناي دنبال‌کردن يک روش نيست. حتي اگر ما روش روند طراحي را جاده‌اي يک‌طرفه از سمت اسکيس‌هاي مقدماتي به نقشه‌هاي اجرائي در نظر بگيريم (فراگرد خطي توليد اوبژه) اين امر هميشه به صورت امر بديهي جلوه نمي‌کند. آنچه ليکاف و جانسون بر آن تأکيد دارند [جالب اينکه خيلي هم به درد توسعه بحث ما مي‌خورد]، تسري بحث استعاره بر تمامي جزئيات روزمره است؛ به نحوي‌که بر مراوده ما با جهان اطراف و جزئيات تعاملات انساني سيطره افکند و طرحي نو در نظام مفهومي ما بيندازد. انگار با پذيرش نگاه ليکاف و جانسون تمام سکنات زندگي روزمره و تجربيات ادراکي منوط به آنها يکسره مرتبط با مقوله استعاره شده و اين البته چيز خوبي است. حال اگر از خودمان درباره گزينه‌هاي ممکن در موضوع توليد طرح معمارانه بپرسيم، به انواع مختلفي از فراگرد طراحي، قرائت‌هاي متفاوتى از نظام طراحى و نهايتا تعبيري نو از قانون طراحي دست مي‌يابيم كه مآلا ارزيابي اهميت فرم‌ها و وضع قوانين طراحي به‌عنوان مخزني از دانشي استعاري (ديتا‌بيس) را شکل خواهد داد. تمام تجربيات فضايي ما، با توجه به آنچه اين دو پژوهشگر بر آن تأکيد دارند، در امتداد محورهايي قرار مي‌گيرند که بخش اعظم آن منتج از هويتي استعاري است که موجب مي‌شود تجربه فرهنگي فرمان ادراک و تجسم را در دست گيرد. نکته جالب توجه در اين نوع نگاه قابليت تعميم آن به مفاهيم انتزاعي در حوزه ادراکي/ انساني خواهد بود؛ به این معنا که انتزاع بر پايه مفاهيم عيني شکل خواهد گرفت و اساسا مبتني بر امور عيني و تعامل آن با تجسم ذهني خواهد بود.
هويت بن‌مايه ساخت فضاي مصنوع است و پس از آن اين فضاي مصنوع است که در پردازش هويت و انتقال آن به آيندگان نقش ايفا مي‌کند؛ با گذر زمان و توسعه و گسترش شهر اين پيوستگي معنايي و هويتي اگر مختصاتي پيش‌انديشيده به خود بگيرد، خود موجب پيوند معني‌دار و هويت‌مند متقابل ميان مؤلفه‌هاي عيان [چيزي که مي‌بينيم] و نهان معماري و مخاطب/کاربر آن خواهد شد. اصولا رويكرد جست‌وجو‌گر براي راهيابي به مفهومي هويت‌گرايانه و متأثر از معماري، هندسه و موتيف‌هاي ايراني/اسلامي، هرچند [بعضا] نمونه کامل يك كنش ايرانيزه‌شده در وادي پسامدرن و در تقابل با نوع غير ايراني آن است که به عقيده بسياري، سابقه چند ده‌ساله اين نوع برخورد با معماري، گوياي سطحي‌بودن آن بوده، حائز نوعي دور باطل در تکرار خويشتن است. اگر بپذيريم معماري نظمي معنوي است كه در بنا تجسم يافته، هر اثر معمارانه في‌نفسه يک شاهد فرهنگي است [چه به مفهوم خوب چه به مفهوم بد آن] و تفکيک معماري، شهر و هويت از يکديگر ساختار بيناکنشي و متقابل بين معمار، فهمنده [فهمنده براي پوشش همه تعبيرهاي کاربر، بيننده، مصرف‌کننده، تماشاگر، تفسيرگر، ناقد و مانند آنها]، بافت توليد، فرهنگ و همه معماري‌هاي موجود و در کل شهر را [در معناي منفي کلمه] متأثر می‌کند. هويت معماري ايران از يک طرف با مؤلفه‌هاي فيزيکي آن و از طرف ديگر با محتواي معنوي خود، تعاملي تام و تمام دارد. به‌عنوان مثال، اصولا نمي‌توان آثار معماري را [آن‌چنان که بعضي ناظران سانتي‌مانتاليست و «ناراضي بالفطره» مي‌انگارند!) به‌مثابه قارچ‌هاي بتوني و فولادي و نابودکننده شهر ايراني تلقي كرد و فناوري توليد معماري و بلند‌مرتبه‌سازي و... را معضل دانست و در‌عين‌حال انتظار داشت که هويت معماري ايران با شخصيتي مستقل و تأثيرگذار در جهان مطرح شود. با‌اين‌همه آنچه «نوستالژي خام» مي‌ناميم، به طرفه‌العيني قلم رد به لزوم رشد و توسعه مقوله ساخت‌وساز کشيده و دم از حياط‌هاي بزرگ با حوض‌هايي مملو از ماهي‌هاي قرمز مي‌زند [نگارنده با اين رويکرد مشکلي ندارد؛ ولي تعبير روزآمد اين رويکرد جواب‌گوي مسائل امروز ما خواهد بود]. هنگامي كه ملتي مي‌تواند زيباترين آثار دست‌ساز [به طور مثال فرش] را بسازد؛ اما همين سياق را درباره معماري به کمال نمي‌رساند، قطعا يک جاي کار مي‌لنگد؛ بايد گفت در زمینه فرهنگ، درك و توليد معماري در کنار مديريت و طراحي شهري روزآمد بايد به بالاترين سطح فناوري و علم روز مجهز باشد و ساخت‌وساز در آن منتج به کنشي رو به آينده بوده، گذشته سرمنشأ الهامي تجربيات و هويت است و آينده جولانگاه انديشه‌هاي والاي يك ملت پيشرو، آن‌چنان که روزي آثار دوره ما نيز مايه مباهات فرزندان‌مان باشد.
ليکاف‌ و جانسون با مطرح‌کردن فراگردي به نام مَپينگ [نقشه‌برداري يا نگاشت (mapping)]، بين تناظر‌هاي قلمرو مبدأ و مقصد به ترتيبي عيني و فراگرد‌محور، به نظام ادراکي انساني پرداختند که به نوبه خود، در عرصه معماري مي‌تواند به توليد گزاره‌هايي ادراکي منجر شود که بر پايه روابط مفهومي قلمروهاي اشاره‌شده شکل گرفته‌اند. در يادداشت‌هاي آينده با گشايش بيشتر در اين بحث سعي خواهد شد به امکانات عملي‌تر مقوله استعاره در توليد و درک فضاي مصنوع و نيز تأثيرات متقابل ميان گستره حادث از آن پرداخته شود. با نگاهي به سند چشم‌انداز ۲۰‌ساله كشور و نيز برنامه‌هاي توسعه، حفظ ارزش‌هاي فرهنگي و تاريخي و هويت‌بخشي به شهرها و مراكز جمعيتي قرار است که در اولويت قرار بگيرد؛ به‌‌ نظر مي‌رسد براي رسیدن به اين اهداف، تغييرات عمده در نگرش مسئولان و متوليان شهرسازي و معماري كشور و نيز مديريت‌هاي شهري ضروري باشد. فضاي كالبدي، آنجايي که عرصه سازگاري فرد با محيط انساني و فرهنگي اطراف را در جايگاه عاملي مشارکت‌دهنده فراهم مي‌کند؛ آنچه و آنکه به اين فضا شكل مي‌بخشد، اهميتي ملي به خود مي‌گيرد و البته نتيجه چيزي نخواهد بود جز نيازهاي واقعي و طبيعي همين محيط و در سر‌سلسله‌ آنها تعاريف فرهنگي/اجتماعي آن. در اين راستا وظيفه‌ اجتماعي معمار، در مقام شخصيتي خلاق كه بايد اين روند را شكل دهد و سرمايه‌گذار در جايگاه شخصيتي مسئول که بايد از اين روند حمايت کرده و زمینه همدلي را فراهم کند، به‌راستي شايسته تأمل است؛ از طرف ديگر، آحاد جامعه به‌عنوان كاربراني هستند كه بايد مانند ساحت‌هاي ديگر فرهنگي/اجتماعي، در مقام مخاطب معماري، با نظارتي هوشمند جوياي حق انساني و شهروندي خود در محيط مصنوع باشند و مراتب توازن توليد ارزش‌هاي ماندگار فرهنگي و سود اقتصادي را در عرصه ساخت‌وساز فراهم کنند و نهايتا مسئولان شهري با تعريف معيار‌هايي بر جريان اين تعامل نظارت داشته باشند.

 

 

گــــرد آوری : نیکـــــ زی

https://t.me/neekzee

منبع : بهرام هوشياريوسفي- روزنامه شرق

 

 

 

٣ عنصر يک ساختار متعالي در معماری چه می تواند باشد ؟
دوشنبه 9 مرداد 1396 - 09:53:58 123 آخرین بازدید : چهارشنبه 27 تیر 1397 - 12:55:01 0
*
*

عضویت در خبرنامه

از آخرین اخبار ، تخفیف ها ، محصولات و پیشنهاد های ویژه ما با خبر شوید

نیک زی | درگذشت حسین علاقمندان، هنرمندقلمزن

آخر هفته به دیدن کدام گالری‌های تهران برویم

نیک زی | میز کار طراحی شده برای اتاق مینیمال

ادامه درگیری «سلما هایک» با «دونالد ترامپ» در ادامه رسوایی پیشنهاد بی شرمانه ترامپ این بار بر سر دیوارکشی

نیک زی | سلامتی خلاقیت در نمایشگاه نقاشی‌های رخشاد نورده

آلبوم موسیقی «سرو بالا» با قطعاتی از سعدی، عارف قزوینی و هوشنگ ابتهاج منتشر شد

نیک زی | نگاهی به ایران با قاب‌های «کن راسک»

نیک زی | سینماگران حاضر در جشنواره فیلم کن رای‌ خود را به صندق انداختند

نیک زی | نمایش منتخبی از آثار بین‌المللی در جشنواره فیلم‌های 100 ثانیه‌ای

نیک زی | گرامیداشت سالروز تولد کیارستمی را با پوستری جدید شیشه گران

پیدا شدن تابلوی مفقود شده از پزشک‌نیا پس از گذشت چند ماه

ورود «خورشید هنوز یک ستاره است» به پیشخوان کتابفروشی‌ها

نیک زی | زری بافی؛ جامه شاهانه، هنر امروزی

نیک زی | راهکار کارآفرین چینی برای خواندن 200 کتاب در سال

نیک زی | مَسترکلاس و اجرای نوازنده ویولن آلمانی در ایران

سومین جایزه محمود استادمحمد فراخوان داد

در گفتگوی ویشکا آسایش با فریدون جیرانی در برنامه 35 چه گذشت ؟

نیک زی | 340 اثر هنری در نمایشگاه قرآن

نیک زی | اسکار سینمای ایتالیا برندگانش را شناخت

نیک زی | «مارکز» در پاریس جاودانه شد

نیک زی | نمایش آثار هنرمندان معاصر در «قرمز»

نیک زی | رضا یزدانی بازیگر «سوفی و دیوانه» شد

نمایش بیش از حد خشونت در سریال تازه بی‌بی‌سی دردسرساز شد

چه خبر از تئاتر و سینما ؟!

بازخوانی ترانه‌های خاطره‌انگیز برنامه گلها در «رهگذر»

وعده شام در یک کنسرت پاپ ?!

نیک زی | اکسپرسیونیسم انتزاعی Abstract-Expressionism

نیک زی | سینما و جاز سینماتک : تلاتیوس مانک : خالص ، بدون چاشنی

نیک زی | نقاشی زیبا روی تنه درخت

حذف «نفس» از نامزدی بهترین فیلم جشن خانه سینما و واکنش تهیه کننده این فیلم

نیک زی | بیانیه مشترک نامزدهای اسکار خارجی 2017

نیک زی | طراحی‌های «تن‌تن» 800 هزار دلار فروخت

درگذشت ناگهانی «سری دوی» بازیگر معروف بالیوود

نیک زی | یک خانه مینیمال کوچک با طراحی یک معمار آلمانی در دل طبیعت

تجدید چاپ کتاب «داستایوفسکی جدال شک و ایمان» با ترجمه دیهیمی

نیک زی | کارگاه‌ آموزشی بافت گلیمه‌های عشایری در فرهنگستان هنر

محمد اطبایی از جشنواره‌ی فیلم بوسان، بدون کیم جی سئوک می گوید

نیک زی | بی‌ینال ونیز ٢٠١٧ «زنده‌باد هنر، زنده‌باد!»

کاوه میرعباسی از دلایل ضعف ژانرنویسی در ایران می گوید

اظهارنظر دردسرساز درباره آزار جنسی به درخواست حذف بازیگر برنده اسکار از فیلم «8 یار اوشن» انجامید

عشق،شهرت،تراژدی نمایشگاه پیکاسوی سال 1932

«بدون تاریخ، بدون امضاء» در جشنواره فیلم ونیز مورد توجه مخاطبان و منتقدین و هالیوود

نیک زی | تشییع پیکر کاظم افرندنیا از مقابل خانه‌ سینما

نیک زی | اجرای ترانه «تایتانیک» با صدای سلین دیون در بیلبورد به مناسب 20 سالگی

«آوای موج» با کنسرت و آلبوم «بوگولوم» می گوید

نیک زی | سرانجام دزدی ١٠٠‌میلیون‌دلاری «مرد عنکبوتی»

نیک زی | درآمیختن ابر و فوران دود ترکیبی زیبا از دهانه آتشفشان

نیک زی | «لانتوری» در استانبول

چهارمین حراج آثار هنری نگارخانه بهنام ‌دهش‌پور

کتاب تام هنکس رتبه چهارم آمازون را بدست آورد