0

زیورآلات و جواهر هنر و کلکسیون
متریال.قطعات.ابزار پوشاک و اکسسوری
سبک زندگی
سرگرمی و مشغولیات
عروسی مجله نیک زی هندبوک فروش

نیک زی | درآمدی بر سینمای تجربی ( مازیار اسلامی )



پس از صنعتی-اقتصادی شدن سینما، به خصوص با ظهور هالیوود از دهه 1920، که البته برای بقا و در عین حال

تکامل سینما به لحاظ تاریخی امری ضروری بود، فیلمسازی در عرصه زیبا شناسی تابع چهارچوب ها و قواعد خاص شد.

چهارچوب ها و قواعدی که در طول تاریخ سینما،جریان رایج و اصلی سینما در همه جای دنیا را پیریزی کرد.

گران بودن سینما و نیاز به جذب انبوه مخاطب، به شکل طبیعی امکان تجربه ورزی در عرصه ی جریان رایج و اصلی را کمابیش ناممکن کرده بود.

تنها فیلمسازان اندک و انگشت شماری بودند که با اتکا به نبوغ مشخص و البته نفوذ گستره شان در صنعت سینما توانستند

در دل سینمای جریان رایج و اصلی، تجربیاتی نامتعارف و خلاف آمد را هم رقه زنند.

چهره هایی مثا آلفرد هیچکاک و اورسن ولز در دل جریان سینمای استدیویی هالیوودی و از خلال فیلم هایی که

به لحاظ شکل تولید تابع این نظام بودند،در زمینه گسترش زیباشناسی فیلم تجربه هایی هم سنگ فیلم های تجربی و آوانگارد کردند.

(همشهری کین) نخستین فیلم اورسن ولز و (طناب) و (پنجره عقبی) آلفرد هیچکاک با تعاریف رایج از زیباشناسی تجربه گرا در هنر به شکل خاص،

آثاری  تجربه گرا محسوب می شوند، گرچه کاملا در دل نظام تولید استدیویی هالیوود کلاسیک ساخته شده بودند.

با این حال این نمونه ها بسیار انگشت شمار و معدود بودند، و شاکله ی اصلی سینمای جریان اصلی،

چه در آن روزگار و چه در زمان حال، ارتباط چندانی با تجربه گرایی ندارد.

دقیقا به همین خاطر است که مجموعه ای از تجربه ورزی های زیبا شناختی در عرصه فیلم،

کمابیش بیست سال پس از ظهور سینما تا کنون، منظومه ای را تشکیل می دهد نقطه مقابل جزیان اصلی سینما، در همه جای دنیا.

منظومه ای که حاصل تفاوت های بنیادین اجزای تشکیل دهنده ی آن در عرصه تولید، پخش و زیباشناسی، با سینمای رایج است.

این فیلم ها نه تنها به لحاظ تولیدی و اقتصادی آثاری در حاشیه ی جریان اصلی اند،

بلکه به لحاظ زیباشناختی نیز ماهیتی حاشیه ای برخوردارند، به این معنا که ادغام آنها در وضعیت انضمامی سینمای معاصرشان نا ممکن است.

بنابراین خود فیلمسازان و هنرمندان این سینمای تجربه گرا هم اصولاً فیگورهایی حاشیه ای محسوب می شوند.

حاشیه ای در معنای وسیع، یعنی جایگاه چندانی در عرصه رسانه ها، جشنواره های فاخر، سالن های عظیم روی جلد مجلات، عرصه تبلیغات و ... ندارند.

در واقع تنها از طریق وفاداری به این ژست (حاشیه ای بودن) است که ظهور سینمای تجربه گرا ممکن می شود.

یعنی از طریق بی اعتنایی به آن اتمسفر و محیطی که محصول جریان اصلی سینما در همه جای دنیاست.

در عین حال ساختن فیلم با بودجه های اندک و شخصی و البته چشم داشتن به تماشاگری اندک و خاص، آشنا با تاریخ سینما و حتی هنر.

فیلم های دو دهه نخست، یعنی وضعیت طبیعی سینما در دو دهه نخست، تا پیش از ظهور داستان و سپس فیلنامه، با تعاریف امروزی،

وضعیتی تجربی و آوانگارد است.کیفییت جادویی و سحرانگیز تصاویر سینمایی این دوره حاصل رویکرد بازیگوشانه ی فیلم سازان نسبت به دوربین است.

جذابیت سینما برای توده ها نیز به واسطه همین کیفیت جادویی و توهم گرایانه ی آن است، چیزی بیشتر هم ردیف شعبده بازی تا هنری داستانگو.

این آزادی فیلم ساز از قید و بندهای صنعتی اقتصادی به او این امکان را می داد تا نیروی خلاقیت اش را به شکل تام و تمام در محصول نهایی اش تزریق کند.

کیفیتی که موضوع بحث مقاله مهم و دوران ساز سینمای آتراکسیون تام گانیگ در همین کتاب است.

سینما در حکم نوعی آتراکیسون، که مهمترین رسالتش مبهوت کردن و متحیر کردن مخاطبانش بود، همچون شعده بازی توانا که همچنان اسباب حیرت را فراهم می کند.

آن آثار شاعرانه و خودانگیخته به واسطه ی فقدان شاکله ی کلیت بخش واجد همان کیفیتی است که سینماگران تجربی، دهه ها بعد، قصد احیای آن را دارند،

از طریق خاکبرداری در زیباشناسی فیلم و بیرون آوردن قدرت تصاویر از زیر تلی از خاک و سنگ داستان.

همان کاری که ژیگاورتوف و شاگردانش در اتحاد جماهیر شوروی از طریق مونتاژ سریع و پرشتاب ابداع گرانه شان خلق کردند.

لنگر انداختن تصاویر در دریای موسیقی، ضرباهنگ تصاویر، کیفیت موسیقیایی آثار تجربی ورتوف بخشیده بود.

نوعی زیباشناسی که حاصل روحیه ی تجربه گرا در برخورد با سینما و البته بازی با دوربین و امکانات تجسمی آن بود.

خراش انداختن پیکره ی ناصاف و هموار داستان در سینما، یعنی میراثی که دیوید وارک گریفیث با (تولد یک ملت 1915) برای سینما برجا گذاشته بود.

در نظام زیباشناسی گریفیث که الویت با داستان گویی بود، سینما به رسانه ای داستانی تبدیل شد.

در نتیجه تمام امکانات زیباشناسانه ی سینما، از تصویر گرفته تا مونتاژ در خدمت داستان قرار گرفتند. قاعده ای که هالیوود براساس آن بنا شده، و البته همچنان نیز به آن وفادار است.

از این رو گریفیت و میراث او، مهمترین هدف حملات سینمایی تجربی در همه ی دوران هاست.گشودن گره ها، باز کردن حلقه هایی که گریفتث با دقتی مهندسی شده آن ها را به هم بافته بود.

رویای او پیکره ای آرمانی بود که در آن داستان نقش فراتعین بخش داشت.

بنابراین عملیات  اصلی هر فیلم تجربی، ساقط کردن داستان، این شر اعظم بود.از داستان که خلاصی حاصل می شد انرژی خود آزاد می شدند.

این درسی بود که ورتوف به شاگردانش آموخت، حالا سینما از قلمرو سایه ها، اشباح، پا می گذاشت، کیفیت جادویی خود را باز می یافت و

این ها همه با باطل کردن نفرین داستان رخ می داد. این عملیات ابتدا در فرانسه، آلمان، شوروی و سپس آمریکا انجام گرقت.

قدرت سینما در ایجاد شوک،به خصوص از خلال مونتاژ، هنرمندان آوانگارد آن زمان را به وجد می آورد. گرایش هنرمندان دادائیست و سورئالیست

از جنگ جهانی اول به بعد به سینما، به واسطه قدرت منحصربفرد این رسانه بارقه هایی از (امر شگفت انگیز) بود.

سویه ی بازیگوشانه ی سینما در برخورد با واقعیت، ظرفیت جادویی دوربین فیلم برداری در دستکاری در واقعیت مادی و البته قدرت مونتاژ که می توانست

عناصر با همگن و ناساز را در کنار هم نهد، مورد توجه نقاشان آوانگارد آن زمان شد که عموماً به حلقه ی دادائیست ها و سپس سورئالیست ها تعلق داشتند.

قدرت مجاورت هم جواری مونتاژ دقیقا مشابه ایده جرقه نزد هنرمندان دادئیست بود؛

همان نیروی خلاقه ای که قادر است چند ابژه یا شیء را که در واقعیت هیچ گاه در کنار یا امتداد هم تجربه نمی کنیم ،

در جوار هم تجربه کنیم. مونتاژ سینمایی تجسم بخش ایده جرقه ( spark ) نزد دادائیست ها بود .

برای به تصویر کشیدن جهان خیالی و وهم گونه و هذیان آلود دادائیست ها و سورئالیست ها ،

سینما از تکنیک ها و تمهیدات بیانی فوق العاده ای همچون سوپر ایمپوز،اسلوموشن ( حرکت کند ) و دیزالو برخوردار بود .

سینما در مقام نوعی جادوی روشنفکرانه مورد توجه هنرمندان خلاق و نوآور اروپایی قرار گرفته بود. هرچند که در امریکا ،

سینمای هالیوود و نظام تولید استودیویی در حال محکم کردن ستون های عمارت سینمایی تازه تاسیس خود بود.

قدرت فراگیر و توده ای هالیوود در کنار تحولات تاریخی دیگر ، به زودی این وضعیت خلاقه سینمای تجربی و آوانگارد دهه ی 20 اروپا را دچار بحران کرد .

محبوبیت روزافزون الگوی سینمای کلاسیک آمریکایی متکی بر آئورای ستارگان عامه پسندش بود،افرایش هزینه تولید فیلم ،

حتی فیلم های تجربی و آوانگارد ، موجب به محاق رفتن موج اول سینمای تجربی در اوایل دهه 1390 شد.

خاستگاه موج دوم ، پس از جنگ جهانی دوم ، شهر نیویورک است که البته خاستگاه بسیاری از قالب های هنری پیشرو و نامتعارف آن زمان بود.

وجه قالب سینمای تجربی و آوانگارد این دهه در نیویورک رویکرد انتزاعی بود.؛

توجه به جهان آبستره و شاعرانه ای که البته ریشه در نقاشی اکسپرسیونیسم انتزاعی داشت که در همان دهه در نیویورک شکل گرفته بود .

تکنولوژی ارزان و منعطف وسایل فیلم سازی ، دوربین های قابل حمل 16 میلیمتری ، فیلم سازی تجربی را سهل الوصول تر از دهه های قبل کرده بود.

قطع 16 میلیمتری ، قالب رایج و برگزیده ی سینمای تجربی در آن روزگار بود . در زمانه ای که بحث های پیرامون نظریه ی مولف در اوج خود بود ،

سینماگران آوانگارد نیز بر تالیف شخصی و ارتباط مستقیم با تماشاگر تاکید داشتند . درست همانند جلسات شعرخوانی زنده در نیویورک ،

فیلمسازان نیز ترجیح می دادند فیلم های تجربی خود را برای تماشاگران خاص و برگزیده نمایش دهند و سپس درباره آن سخن گویند .

حالا ساحل شرقی ، عنوانی که به نیویورک اطلاق می شد ، به قطب سینمایی در برابر هالیوود لس آنجلس یا ساحل غربی تبدیل شده بود .

زایش این سینمای جدید را البته باید در بطن یک فضای فرهنگی تازه شکل گرفته ارزیابی کرد که در فرهنگ نخبه گرای امریکا پس از جنگ رخ داده بود .

در شعر ازرا پاند ، در موسیقی جان کیج ، و البته ظهور نقاشی سبک امریکایی ، فضای مناسب برای شکل گیری نوع فرهنگ نخبه گرایانه را فراهم کرده بود .

حالا نسل تازه آوانگارد های آمریکایی در نیویورک فصل تازه ای از تارخ سینما را ورق می زدند .

ماری منکن ، استن براکیج استعدادهایی شگفت انگیز بودند که فیلم هایشان را در این اتمسفر فرهنگی ساختند .

براکیج با (( پیش بینی شب)) (1985) ، به چهره ای ممتاز و تاثیرگذار در سینمای آوانگارد تبدیل شد .

تاثیر براکیج را می توان به وضوح بر فیلم های جان کاساوتیس دهه ی 1960 مشاهده کرد .

حالا جنبه های انتزاعی و ذهنی وجه قالب و اصلی این سینما تبدیل شده بود و فضا را برای ظهور سینمای زیر زمینی در یک دهه بعد فراهم کرد .

سویه ی منفی و انکار کننده ی این جنبش جدید حتی از فضای دهه ی1940 نیز بیشتر بود .

نفی واقعیت و ارزش های برخاسته از آن ن ویژگی این جنبش بود .

دگرگونی از اصطلاح (( سینمای آوانگارد )) به سینمای زیرزمینی در اواخر دهه 1950 در دل سینمای تجربی حاوی نکات قابل تاملی است .

یک اصطلاح نظامی ، (( آوانگارد )) به معنای پیش آهنگ ، جای خود را به یک اصطلاح زیرزمینی دیگر یعنی (( زیر زمینی )) می داد .

اگر (( پیش آهنگ )) یا (( پیش قراول )) ریشه در نوعی نظامی گری منظم و نهادینه شده دارد و دلالت بر نگرش رایج در ارتش های حکومتی ،

(( زیر زمینی )) ریشه در نوعی مواجه ی مردمی با این ارتش و نظامی گری مسلط دارد . حاکی از نوعی مقاومت است تا ادغام شدن در خود وضعیت .

اشاره به جنبش های مقاومت مخفیانه و پنهان که یک دهه قبل تر در اروپا در برابر نازیسم و فاشیسم مبارزه می کردند . نوعی همانند سازی با پارتیزان ها، چریک ها و اساساً جنگ های نامنظم ......


گــــرد آوری : نیکـــــ زی

مطلب پیش رو فرازهایی است از مقدمه نسبتا مفصل مازیار اسلامی بر کتاب

(( سینما و امر تجربی )) که قرار است همزمان با برنامه ی

(( جلوه هایی از سینمای تجربی )) توسط نشر رونق منتشر

و در سینماتک موزه هنرهای معاصر تهران رونمایی شود .





  نیک زی |  درآمدی بر سینمای تجربی ( مازیار اسلامی )
دوشنبه 20 دی 1395 - 12:46:46 103 آخرین بازدید : دوشنبه 29 مرداد 1397 - 22:14:08 0
*
*

عضویت در خبرنامه

از آخرین اخبار ، تخفیف ها ، محصولات و پیشنهاد های ویژه ما با خبر شوید

محسن چاوشی با انتشار پستی برای حمایت از یک زندانی و نجات او از خیران جامعه کمک خواست

نماز اول وقت تنها شرط همسر دوم «بهاره رهنما» + عکس های جدید

نیک زی | نگاهی به نمایش «کاناپه» به کارگردانی میلاد اَخگَر

«چنین میانه میدانم آرزوست» فرزانه کابلی ویژه بانوان به صحنه می رود

اظهارنظر دردسرساز درباره آزار جنسی به درخواست حذف بازیگر برنده اسکار از فیلم «8 یار اوشن» انجامید

روند تولید انیمیشن‌های کوتاه در نخستین دوره «جلسات کارتون تهران»

واکنش جالب مانی حقیقی به سوالات سیاسی درباره فیلم‌های ایرانی

نیک زی | نقاشی‌های حسین چراغچی در گالری گلستان

نیک زی | عکاسی جوهری از حرکت جوهی در آب 3

نیک زی | «شهرزاد» را در خارج از کشور آنلاین تماشا کنید

زمان برگزاری جشنواره دانشجویی ژگال

تمدید «کتیبه‌نگاری زندگی روزمره در صنایع دستی»

نیک زی | اعلام نامزدهای نهایی جایزه مهرگان ادب در بخش رمان

نقیضه‌ای از داستان «بینوایان» روی صحنه تئاتر شهرزاد

نیک زی | امــــروز ((شنبه 1395/10/25)) در گــالری های تهـران چه می گــــذرد

نیک زی | مراسم نکوداشت استاد جواد معروفی در تالار وحدت

جشنواره‌ی فیلم کن توسط کمپانی «نتفلیکس» تهدید شد

پردرآمدترین بازیگر جهان، ستاره‌دار شد

نیک زی | افتتاحیه «ضدترامپ» جشنواره برلین

نیک زی | پیگیری حقوقی محمود دولت آبادی و فروش غیرقانونی کتاب‌هایش در اینترنت

جایزه یک عمر دستاورد هنری برای بازیگر نقش «چرچیل»

«سیمای طبیعت» در گالری فردا

نیک زی | اجرای ویژه «لیرشاه» برای مدارس

مراسم نکوداشت فخر پیانوی ایران تنها یادگار پیانونوازی استاد مرتضی محجوبی برگزار شد

نیک زی | نگاهی به تجربه موسیقی خیابانی

«بافندگان خیال» ایرانی برگزیده‌ «آرک» آلمانی‌ شد

مونالیزای قرن 21 در سوریه

نیک زی | دبیر اجرایی دوسالانه ملی مجسمه‌سازی : این رویداد قرار است با بقیه تفاوت داشته باشد

نیک زی | شماره جدید ماهنامه «پاراگراف» ویژه ناصر ملک‌مطیعی روی دکه آمد

«میشل هانکه» و «دارن آرنوفسکی» به شرکت‌کننده «سن‌سباستین» در اسپانیا پیوستند

نیک زی | گشایش موزه اُپرای عروسکی از امروز

نیک زی | خانه بازی ابر قارچی

نیک زی | دریافت مکاشفات شخصی

نیک زی | نمایشگاه گروهی عکس تئاتر با عنوان «پله سوم»

درگذشت «یوهان یوهانسن» آهنگساز برنده جایزه «گلدن گلوب»

گردهمایی ۴۵ هنرمند در «طبیعت بی‌جان»

هنوز روند پرونده ثبت جهانی گلیم سیرجان تمام نشده است اما

علی گلستانه «گل یاس بنفش» بوم هایش را به نمایش می گذارد

نیک زی | فیلم «پسر بچه» ساخته «چارلی چاپلین» انیمیشن می شود

نیک زی | بنیامین درباره حاشیه‌های آهنگ «کبیر» توضیح می دهد

نیک زی | رونمایی از سه کتاب نقاشی قهوه خانه ای‎

نیک زی | آنسامبل سازی و آوازی «همگام» جایزه ویژه پرفورمنس و مدال برنز فستیوال جهانی هارمونی لیمبورگ

نیک زی | از تولد یک نگارخانه تا تقدیم درخت به کیارستمی

نیک زی | نگارخانه های جدید در راه تهران

نیک زی | نگاهی به پوستر فیلم «شماره ١٧ سهیلا» محمود غفاری

نیک زی | یک هفته زندگی در دل سنگ!

گفتگوی ایسنا با ((عبدالوهاب شهیدی)) مردی از جنس موسیقی

اجراهای ناتمام «لامبورگینی» با حضور حمید صفت

فصل جدید خندوانه از نیمه دوم اسفند

نیک زی | «رویای بی‌تکرار» علی زند ‌وکیلی در بازار