0

زیورآلات و جواهر هنر و کلکسیون
متریال.قطعات.ابزار پوشاک و اکسسوری
سبک زندگی
سرگرمی و مشغولیات
عروسی مجله نیک زی هندبوک فروش

نیک زی | درباره نمایش «نامه‌های عاشقانه از خاورمیانه» به کارگردانی کیومرث مرادی


و اما خاورمیانه


سمیر الخیل در کتاب حالا دیگر کلاسیک‌شده‌اش ((جمهوری وحشت: سیاست عراق امروز)) اشاره می‌کند چگونه ترس در عراق بعثی، از پس کودتای ١٩٦٩٩ به صورت یک نهاد درآمد و ماشین جنگی عراق برای اهداف بلندپروازانه‌اش یک‌ میلیون نفر را به خدمت گرفت. کتاب در انگلستان ١٩٨٩ به چاپ رسید و تلاش نظری و تاریخی قابل اعتنایی برای بیان وضعیت اجتماعی و سیاسی مردمان عراق آن روزگار بود؛ همان وضعیتی که در اپیزود اول نمایش ((نامه‌های عاشقانه از خاورمیانه))، از زبان ((جمیله)) روایت می‌شود که چگونه تخطی از حزب بعث در جنگ عراق علیه ایران، اعدام پدر را در پی داشته است. جمیله مهاجری است که اعضای خانواده‌اش را از دست داده و برای فراموشی گذشته، رهسپار انگلستان شده؛ مهاجری که پاسپورت و عکس‌های خانوادگی‌اش را می‌دزدند. بدون پاسپورت او ((هیچ)) است که حال بدون اوراق شناسایی، به قول پلیس لندن ((وجود ندارد)). سیمای شکست‌خورده زنی که از دل خاورمیانه گرفتار جنگ، به آرامش غرب پناه برده. نظم نمادین او را با اوراق‌شناسی می‌نامد. همچنان که گذشته نیز از خلال عکس‌های خانوادگی فراخوانده می‌شود. در غیاب پاسپورت
/عکس‌های خانوادگی، جمیله هیچ است؛ شبحی سرگردان که هویت و گذشته‌اش نفی شده است. روایت کیومرث مرادی از زندگی جمیله، با زبانی شاعرانه و نگاهی تغزلی، فاجعه را تا نهایت امکان به پیش نمی‌برد. قرار به فراموشی است. در لندن سفیدپوش از برف کریسمس، دور از سرزمین خاورمیانه که در ظاهر امر، روزگاری مهد شعر و عرفان بوده است. خاورمیانه‌ای که این روزها زخم‌خورده از تهاجم میلیتاریسم نئولیبرالیستی و بنیادگرایی، به مرز ویرانی رسیده است. اما جمیله روایت خود را این‌گونه به پایان می‌رساند: ((می‌رم به سمت در خروجی. هیچ کس تو اداره پلیس حواس‌اش به من نیست، شاید برای اینکه من اصلا براشون وجود ندارم. وقتی در باز می‌شه همه شهر رو می‌بینم که سفید سفید شده. می‌رم سمت خیاط‌خونه بیکو، اونجا گرمه و می‌دونم چند نفری مثل همیشه اونجا منتظرم هستن. برف امشب همه جای لندن رو می‌پوشونه. دارم فکر می‌کنم که شش ماه باید کار کرد. برای پاسپورت تازه. به خودم می‌گم باید فراموش کرد. باید... فراموش کرد...)). جمیله، توان مقاومت را از دست داده. او فراموشی گذشته را انتخاب می‌کند، فراموش‌کردن گذشته‌ای که با دزدیده‌شدن عکس‌های ((زکریا، عمار و مادر)) بیش‌از‌پیش مستعد ازیادبردن است. گذشته‌ای دردناک از فجایع حزب بعث و البته حمله آمریکا و انگلستان به عراق تحت نام ((جنگ با تروریسم)).
اپیزود دوم درباره زندگی سه زن افغان با نام‌های زیبا، افسون و طاهره است که گرفتار اسیدپاشی شده‌، بینایی، زیبایی و زنانگی خود را از دست داده‌اند. زنانی که قبل از آن، منقاد جامعه مردسالار افغانستان نشده و زندگی دیگری را مطالبه کرده‌اند. زنانی آسیب‌دیده که قرار است در نمایشی بازی کنند که ترکیبی از زشتی و زیبایی است تا شاید اسپانسری پیدا شده و هزینه‌های درمان را بپردازد. اما راوی اپیزود دوم، در کنشی شاعرانه و پیش‌بینی‌ناپذیر، همان‌طور که ساعت بیگ‌بنگ و گذر زمان را خطاب می‌کند، از طبقه هفدهم خود را به بیرون پرتاب کرده و خودکشی می‌کند. اپیزود دوم از زبان ((زیبا))، تأملی در گفتار سوزان سانتاگ است: ((تماشای رنج دیگران)). رنجی که از آن ((ما)) نیست و به ((دیگران)) تعلق دارد. بازنمایی رنجی که گاهی از سر دلسوزی و ترحم، نوعی از تحقیرکردن رنج‌کشیدگان است. رنجی که این بار گره خورده با زنان افغان که گرفتار سنت‌های خشن مردسالار هستند. سنت‌هایی که پیتر مارسدن در کتاب ((طالبان)) آنها را مورد مداقه قرار داده که چگونه همچنان ادامه دارد: ممنوعیت اشتغال زنان مگر در بخش بهداشت و درمان؛ اعمال کنترل شدید بر رفت‌وآمد زنان و... از این باب، اپیزود دوم که نوعی روایت جمعی از زنان آسیب‌دیده است، همچنان موفق‌ترین اپیزود این نمایش هم هست. تلاش برای بازنمایی تن رنجور زن افغان که چگونه تماشاشدن را تاب نمی‌آورد و نمی‌تواند ابژه‌ای باشد
ترکیب شده میان زشتی و زیبایی برای نگاه خیره آن مردمان متمدن غربی که با وجدان‌های معذب بر صندلی‌های شیک سالن‌های نمایش نشسته و قرار است با کنش تماشاکردن، میانجی کاستن از آلام و امکان مداوا باشند. آن خودکشی شاعرانه، آن معلق‌ماندن میان زمین و آسمان لندن، فریادزدن مقابل ساعت بیگ‌بنگ، انتخاب هوشمندانه‌ای است در قبال ترحم و دلسوزی تماشاچیان نسبت به بدن حذف‌شده زنان افغان. زنانی که مدام از عرصه‌های اجتماعی پس رانده شده و صوت و تصویری از خود برای ارائه ندارند.
اپیزود سوم روایت زنی آمریکایی به نام ((آنجلا)) است که در پی یافتن شوهرش مایک است که به عنوان سرباز، به افغانستان اعزام شده تا با طالبان بجنگد؛ روایتی وفادارانه به عشق. البته رمانتیک و نوستالژیک. آنجلا هم مانند زیبا و جمیله سفر می‌کند. اما مقصد این‌بار افغانستان است. یافتن مایک که کشته شده و اشاره به اینکه ((اینجا شب نبود مایک، شب نبود. اینجا شب نیست... اینجا هیچ‌وقت شب نیست)). در انتهای نمایش که به نظر همان نگاه ایدئولوژیک کیومرث مرادی به خاورمیانه است؛ خاورمیانه‌ای همیشه‌روشن و غرق نور. بیان اینکه افغانستان ویران‌شده و گرفتار تعصب و تروریسم، هیچ‌وقت ((شب)) را تجربه نمی‌کند و غرق نور و روشنایی است، فقط می‌تواند از نگاهی توریستی به رنج دیگران نتیجه شود. رنجی که ایدئولوژی مشترک کیومرث‌ مرادی و پوریا آذربایجانی، آن را بازنمایی می‌کند. ((نامه‌های عاشقانه از خاورمیانه)) اگر می‌توانست از این نگاه شبه‌عرفانی دست بردارد و به فاجعه تا نهایت امر خیره شود، توان معاصرشدن با اینجا و اکنون خود را نمی‌یافت. اما حیف که این اتصال با وضعیت ویران خاورمیانه، از دل نگاه توریستی متن، به تمامی برقرار نمی‌شود. شاید این‌بار ((نامه‌هایی از خاورمیانه)) بتواند فضایی بگشاید؛ حتی اگر که ((عاشقانه)) نوشته شود.


گــــرد آوری : نیکـــــ زی

نویسنده : محمد حسن خدایی

منبع : روزنامه شرق





  نیک زی |  درباره نمایش «نامه‌های عاشقانه از خاورمیانه» به کارگردانی کیومرث مرادی
سه شنبه 28 دی 1395 - 22:39:57 274 آخرین بازدید : جمعه 30 فروردین 1398 - 16:14:01 0
*
*

عضویت در خبرنامه

از آخرین اخبار ، تخفیف ها ، محصولات و پیشنهاد های ویژه ما با خبر شوید

ماجرای ممنوع‌الفعالیتی آهنگساز جوان علی قمصری و جزئیات شب جنجالی کنسرتش

یادداشت محمود دولت‌آبادی در وصف صدای شجریان

«احتمال باران اسیدی» هم به شبکه نمایش خانگی پیوست

عکس‌های آلاله نوایی در در اولین نمایشگاهِ سالِ 1397گالری فرمانفرما

الیور استون در فرش قرمز «مصاحبه‌های پوتین» از پوتین و ترامپ چه گفت

گرامیداشت بزرگان هنر بر صحنه سنگلج در مراسم اهدای نشان داوود رشیدی

نیک زی | اجرای شهرام ناظری با «فیلارمونیک کلن»

درگذشت تاثر برانگیز«سم شِپِرد» هنرمندی که بی‌نظیر بود

اجرای قطعاتی از گروه متالیکا در برج آزادی

نیک زی | گفت‌وگو با چیستا یثربی، کارگردان و نویسنده نمایش «شب»

«شام، تهرانپاریس» در گالری آس

جشنواره سلامت و 34 مستند راه یافته به آن

حسرت رامبد جوان در اینستاگرامش از جاى خالی مهمانی كه اگر بود خانه هایمان سبزتر بود

یک تهیه‌کننده از دستمزدهای نجومی بازیگران به شدت انتقاد کرد

پنه‌لوپه‌ کروز از نبوغ اصغر فرهادی می‌گوید

نیک زی | ابراز همدردی ستارگان با حادثه‌دیدگان برج گرینفل

نیک زی | خواندن «یک دقیقه سکوت» به نفع بیماران ام‌اس

نیک زی | کیانیان در نشست خبری نمایشگاهش:

نیک زی | خواندنی‌هایی درباره نامزدهای اسکار ۲۰۱۷

فراخوان دومین جشنواره فجر صنایع دستی

نیک زی | برپایی نمایشگاه کتاب‏های اوریجینال هنر

نیک زی | (( سایبان سرخ )) مجموعه شعر جدید علی عبداللهی و تکمیل سه گانه

نیک زی | «خانه‌ای در خیابان چهل‌ویکم» روی پرده سینماها

«آوای موج» با کنسرت و آلبوم «بوگولوم» می گوید

هنری که توانایی کاهش خسارت دارد

مردادی‌های سینمای ایران را بشناسید

نیک زی | تردد میان خیال و واقعیت

بالاخره مجموعه کامل داستان‌های فلانری اوکانر منتشر شد

نیک زی | افتتاح موزه دائمی گوهرسنگ‌ها در مشهد

«فروشنده» در رتبه چهارم بهترین‌ فیلم‌های 2017

معرفی نامزدهای اولیه اسکار فیلم کوتاه

لبخنده درباره «آپ آرت مان» چه گفت ؟

نمایشگاه «ریشه‌ها و سنگ‌ها» تونی کرگ پس از تهران، به اصفهان سفر کرد

نمایش نقاشی های تهمینه میلانی از نساخته هایش در «فیلم‌هایی که نساختم»

نیک زی | گیتی خامنه درباره لزوم مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری می‌گوید

کمدی جدید مهران احمدی در لوکیشن کالیفرنیا کلید می‌خورد

شجریان رئیس افتخاری شورای‌عالی خانه موسیقی شد

زندگینامه ایران درّودی بازنشر شد

«آلفرد نوبل» بزودی جلوی دوربین می‌رود

تبرئه شدن سیلوستر استالونه از اتهام تجاوز

نیک زی | جوایز سزار بدون «رئیس» اهدا می‌شود

در نمایشگاه‌های هنری در نیمه‌های اردیبهشت‌ماه چه می گذرد

نیک زی | نظر معاون وزیر فرهنگ آلمان درباره نمایشگاه برلین

سریالی معمایی «نوار زرد» به کارگردانی «پوریا آذربایجانی» ضبط و تصویربرداری شد

نیک زی | آخرین بازمانده زنجیربافی سبک خراسان درگذشت

نیک زی | مدال یک عمر دستاورد ادبی برای تونی موریسون

افزایش فراغت چه نسبتی با رونق بازارهای هنری دارد؟

حراج تابلوی معروفی از پیکاسو در ساتبی لندن برای اولین بار

مراسم اهدای دومین جایزه‌ ابوالحسن نجفی برپا می شود

یک اثر نقاشی حاصل یک الگوریتم و هوش مصنوعی برای اولین بار در ساتبیز به حراج گذاشته می شود